X
تبلیغات
تمنای وصل

تمنای وصل

حرف دل

یه روز یه ترکه، یه رشتیه و یک لره...

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

یه روز یه ترک

اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛

خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛

یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد

جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد،

فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو

برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

یه روز یه رشتیه

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛

برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد،

برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

یه روز یه لره بود،

کریم خان زند

ساده زیست ، نیك سیرت و عدالت پرور بود و تا ممكن می شد از شدت عمل احتراز می كرد.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

یه روز ما همه با هم بودیم.. ،

ترک و رشتی و لر و اصفهانی و

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند

و قفل دوستی ما رو شکستند .. ؛

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم،

به همدیگه می خندیم،؟!!!

و اینجوری شادیم !!!!.. ؛

این از فرهنگ ایرونی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند پس با هم بخندیم نه به همدیگه.


نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 15:9 توسط محمود| |

سردار قالیباف

دکتر چمران

ایستگاه متروی ولیعصر که گویا با شهرداری تهران و شورای شهر بی ارتباط نیست کار خود را آغاز کرد

خیابان پهلوی سابق شاید برای این خیابان و ایستگاه و چهار راه و میدان مرتبط نامی مناسب تر بود اگر با آن همه زیبا سازی که فرموده اید

واقعا دستتان درد نکند

ولی کلی در ایستگاه را گشتم و هیچ نام و نشانی از امام دوازدهم شیعیان ولو به یک نام و سلام پیدا نکردم

و سلامی خدمت حضرت پهلوی عرض نمودم


نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 14:36 توسط محمود| |

حاج منصور ارضی در ایام زیارت مخصوص امام رضا (ع) در مشهد مقدس مطالب مهمی را بیان کردند . این مباحث که در تاریخ ۸/۸/۸۹ در حسینیه موسی بن جعفر (ع) بیان شده به شرح ذیل می باشد :

  • برای زیارت مخصوص امام (ع) باید شرایط خاصی را در خود ایجاد کنیم ، شرایطی مانند شرایط حج که فرد خود را مکلف به انجام برخی اعمال عبادی می کند .
  • نکته ایی ذوقی در باب روز دحوالارض : همانگونه که زمین در روز ۲۵ ذیقعده ( روز دحو الارض) از زیر کعبه گسترده شد ، خاک عاشق امام حسین (ع) نیز از خاک کربلا گسترده می شود .
  • سعی شود برای زیارت ائمه (ع) بصورت خانوادگی بروید تا از گناهان بیشتر مصون بمانید . زیرا هرچه زیارات را خانوادگی شرکت کنید دامنه معاصی کمتر است . از گناهان چشم گرفته تا تمام اعضاء
  • در زیارات یکی از رموز موفقیت انقطاع از خوشیهای کاذب ، مزاحهای افراطی ، تفریحها و تفرج های حاشیه ایی و تقرب جستن به وسایل عبادی است .

دوری کن از آنچه ترا از امام معصوم دور میکند

  • · در زیارات سعی کنید از امام معصوم غافل نشوید و به فرعیات مشغول نگردید بویژه به بهانه دیدن اماکن معنوی و بخصوص در کاظمین ، نجف ، کربلا و دیگر عتبات عالیه وقت خود را صرف امام خود  کنید نه به پیروی از کاروان دارها مشغول مسائل فرعی شوید . زیرا این از وسایل غفلت است .
  • · باید سعی کنیم کمک امام معصوم باشیم، غمخوار امام معصوم باشیم ، یار امام باشیم ، از غصه های امام برای خودمان برداریم ، فهم و بصیرت پیدا کنیم .
  • · از اهانت به امام معصوم با دوری  از بدعتها ، خرافه ها و نفهمی ها جلوگیری کنیم . این اهانتها مصادیق تاریخی زیادی دارد . بخوانید و مطالعه کنید و ببینید چه بوده است .
  • · ببینید چه شد که شما گریه کن امام حسین (ع) شدید و برخی آلوده و دور از دستگاه اهل البیت (ع) ماندند .

من از دعای مادر تو گریه کن شدم                                ورنه حضور روضه و هیئت نداشتم

  • · اگر علم را بدون معرفت امام کسب کنیم و از عبرتها درس نگیریم حتما جلوی امام خود می ایستیم و امام خود را به زحمت و مصیبت وا می داریم .
  • این جلسات روضه و سینه زنی و اشک و ناله ، بصیرت را بالا  می برد . ما را وادار به تفکر و تدبر و انجام تکلیف خود می کند .
  • به همین دلیل دشمن از این هیئتها می ترسد چون از این هیئات ضربه خوره نمی خواهد شما بوی امر به معروف و نهی از منکر و قیام الی الله را بفهمید.
  • ظلم ستیزی از وظایف اصلی نوکران اهل بیت (ع) است.
  • باید حواسمان باشد با توزیع فیلم های سینمایی در خوار بار فروشی ها و دیگر فروشگاهها دارند کجا را نشانه می گیرند دارند ریشه بسیاری از مقدسات را هدف قرار می دهند مانند فیلم قهوه تلخ و …
  • عده ای می خواهند در صدور حکم قضایی علیه مهدی هاشمی رفسنجانی خلل ایجاد کنند و جلوی آن را بگیرند این در حالی است که از این خاندان یک نفر هم سالم بیرون نیامد انسان یاد خاندان بنی امیه می افتد ، مؤمنین بیدار باشند، بصیرت یعنی بیداری کامل باید داشت و روشنگری کرد.
  • چرا امام رضا (ع) در سفر مدینه به مرو با آن همه دوست وشیعیان عاقبت تنها ماند و مسمومش کردند چرا پس از جلوگیری از برگزاری نماز عید فطر که امام را منع کردند هیچ کس اعتراض نکرد چرا حمایت نکردند.
  • از کسانی که دور امام بودند باید تحقیق کنید آ ن همه آدم های بزرگ خواجه فلان و خواجه فلان که حالا به زیارتشان می روند این ها چه کردند باید بررسی شود، ملازم امام باید پیرو امام باشد امام محافظ و ملازم نمی خواهد امام پیرو جان بر کف می خواهد در زیارت ها هم از رفتن به سراغ این و آن خود داری کنید این ها هیچ مشکلی را دوا نمی کنند دنبال علوم غریبه و جبر و غیره نباشید این ها انحراف است فقط و فقط دنبال امام معصوم باشید هر کس هستی باش چه عالم چه غیر عالم فقط خدا را بندگی کنید و تمسک حقیقی به امام باشید بازی نکنید .
  • خواهش می کنم یا دستور می دهم به نوکران امام حسین (ع) از کربلا گوشواره ، انگشتر ، لباس، کفن و…. نخرید انقطاع داشته باشید روضه ای فکر کنید وتمام وکمال به امام بپردازید.
  • مباحث مقام معظم رهبری مخصوصا فرمایشاتشاه در در قم را پیگیری کنید ببنید مطالبات ایشان چیست ؟ چرا دائم در تمام سخترانی ها یاد از فتنه ۸۸ می کنند این مهم است باید روشنگری شود تا توطئه های بعدی خنثی شود.

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 14:31 توسط محمود| |

جوان ایرانی طراح اولین برنامه تجاری گوگل

 

 وب سایت یوتیوب که درآمدزایی بالایی برای شرکت گوگل به دنبال دارد به تازگی تغییراتی در بخش مدیریتی داشته و مدیرعامل پیشین آن جای خود را به جوانترین مدیر فعال شرکت گوگل و سیزدهمین کارمند این شرکت یعنی "سالار کمانگر" داده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، شرکت گوگل به گونه ای سراسر جهان را تحت تاثیر خود قرار داده و بخشی از زندگی تمامی انسانهایی که به شبکه مجازی اینترنت دسترسی دارند را به خود وابسته کرده است. جستجوهای اینترنتی، بارگذاری عکس یا فیلم، به اشتراک گذاشتن اطلاعات و یا برقراری ارتباطات از راه دور از جمله خدمات اصلی این شرکت هستند که امروزه در سراسر جهان مورد استفاده کاربران قرار می گیرند.

این شرکت در بخشهای مختلف مدیران کارآمد زیادی دارد که تا کنون توانسته اند رتبه و اعتبار گوگل را به عنوان قدرتمندترین موتور جستجوی جهان به خوبی حفظ کنند و در این میان مدیر 33 ساله ای وجود دارد که در دسته اولین کارمندان شرکت گوگل به شمار می رود، کارمند شماره 13.

سالار کمانگر متولد سال 1977، فارغ التحصیل رشته مهندسی بیولوژی از دانشگاه استنفورد، یکی از مدیران عامل ایرانی شرکت گوگل است که اولین طرح تجاری شرکت گوگل را ارائه کرده و مسئولیت فعالیتهای مالی و قانونی گوگل را از ابتدا به عهده داشته است.

از این مرحله وی به یکی بنیانگذاران تیم محصولات گوگل تبدیل شد، جایی که وی بر روی پروژه های مصرفی از قبیل بخش تبلیغات و گروه های گوگل کار می کرد.

سالار کمانگر تا چند روز پیش در مقام نایب رئیس و مدیریت محصولات کاربردی شبکه ای گوگل مشغول به فعالیت بود اما وی به تازگی جانشین رئیس سابق وب سایت ویدیویی یوتیوب شده است. پیش از این مدیریت بخشهایی از گوگل از قبیل جی میل، تقویم، بلاگر، پیکاسا، ویدیو، پرونده ها، orkut، Talk، و Reader به عهده کمانگر بود.

"چد هارلی" و سالار کمانگر

اکنون با ایجاد تغییراتی که در بخش مدیریتی وب سایت ویدیویی که گوگل در سال 2006 آن را با قیمت 1.65 میلیارد دلار خریداری کرده، به وجود آمده، "چد هارلی" مدیر سابق وب سایت یوتیوب جای خود را به کمانگر جوان داده است. وی در این رابطه در تصاویری ویدیویی که بر روی وب سایت یو تیوب قرار داده شده است می گوید: "طی دو سال گذشته نقش من بیشتر نقش یک مشاور بوده و عملکرد و فعالیت روز به روز این وب سایت به دست سالار کمانگر عملی شده است. من به عنوان یک مشاور به وظایف خود ادامه خواهم داد و امیدوارم شاهد مرحله جدیدی از پیشرفت وب سایت یوتیوب باشم."

بر اساس گزارش گوگل، کمانگر اکنون با 33 سال سن جوانترین مدیر عامل شرکت گوگل به شمار می رود. همچنین سیزدهمین کارمندی است که شرکت گوگل از آغاز به کار خود استخدام کرده است. کمانگر در سال 1999 و بلافاصله پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه استنفورد همکاری خود را با شرکت گوگل آغاز کرده است.


نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 14:30 توسط محمود| |

تهیه کننده مجموعه مستند «یک فیلم ، یک تجربه» از آماده شدن اپیزودهای «عصر روز دهم» و «شب دهم» برای پخش در ایام محرم خبر داد.

ناهید دل آگاه گفت: علاوه بر این دو مستند، مستندهای «تولد یک پروانه« و «طلا و مس» نیز از این مجموعه آماده نمایش شده که در شب‌های محرم روی آنتن می‌رود.

وی افزود: در اپیزود «شب دهم» با کتایون ریاحی که در حال حاضر در خارج از کشور به سر می‌برد نیز مصاحبه اختصاصی شده است.


نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 14:26 توسط محمود| |

حاج منصور ارضی  در مشهد مقدس مطالبی در خصوص مسائل روز کشور بیان کرد.

وی در قسمتی از سخنان خود گفته است : باید حواسمان باشد با توزیع فیلم‌های سینمایی در خوار بار فروشی‌ها و دیگر فروشگاهها دارند کجا را نشانه می‌گیرند دارند ریشه بسیاری از مقدسات را هدف قرار می‌دهند مانند فیلم قهوه تلخ و ...


نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 14:22 توسط محمود| |

توسط اميد بهكار و براي پخش در شبكه نمايش خانگي؛
با صداي ابوالحسن تهامي، تيزر «قيصر، 40 سال بعد» ساخته شد

خبرگزاري فارس: با صداي ابوالحسن تهامي، تيزر فيلم مستند «قيصر، 40 سال بعد» اثر مسعود نجفي توسط اميد بهكار ساخته شد.


به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، بهكار كه ساخت فيلم سينمايي «آقا» را در سابقه‌اش دارد، تيزر اين مستند را در دو دقيقه ساخته كه در روزهاي آينده تبليغات فيلم با عرضه «عيار14» در شبكه نمايش خانگي آغاز مي‌شود.
«قيصر، 40 سال بعد» به كارگرداني مسعود نجفي به‌زودي توسط موسسه هنرنماي پارسيان وارد شبكه نمايش خانگي مي‌شود.
اين فيلم كه نمايشش در جشنواره سينماحقيقت، جشنواره فيلم كوتاه تهران و جشن تصوير سال با استقبال چشمگيري همراه بود در چهلمين سال ساخت فيلم «قيصر» به سراغ عوامل، لوكيشن‌ها و سينماهاي نمايش دهنده اين فيلم رفته و در گفت‌وگو با سينماگران و مردم به اين فيلم مي‌پردازد.
نسخه نهايي «قيصر، 40 سال بعد» در 66 دقيقه آماده عرضه شده و پروانه نمايش خانگي آن فروردين ماه سال جاري صادر شده است.
عوامل سازنده فيلم «قيصر» از جمله مسعود كيميايي، جمشيد مشايخي، مازيار پرتو، منوچهر اسماعيلي، ناصر ملك مطيعي، مرحوم عباس شباويز، جلال پيشواييان و ... به همراه هنرمندان ديگري چون عزت‌الله انتظامي، امين تارخ، علي كسمايي، پرويز نوري، شاپور قريب، علي معلم، چنگيز جليلوند، محمد متوسلاني، سيروس الوند، اكبر معززي، اصغر بيچاره، حميد نعمت‌الله، عبدالله عليخاني ، سعيد راد، تهمينه ميلاني و... مقابل دوربين اين مستند رفته‌اند و درباره دومين فيلم بلند سينمايي مسعود كيميايي اظهارنظر كرده‌اند.
فهرست كامل عوامل اين مستند عبارتند از: طراح و كارگردان: مسعود نجفي، تدوين:سيدحامد ميرفتاحي، دستيار تدوين و صداگذار:محمد تهراني،تصويربرداران: حميد فرامرزي، ،مهدي ناظريان و ماجد نيسي، مدير توليد و عكاس: حسن هندي، گرافيست: طاها ذاكر، صدابردار: مهدي اسدي، مشاور كارگردان: مسعود فروتن.


نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 12:4 توسط محمود| |


نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 16:42 توسط محمود| |

مرتضی احمدی، تنها بازمانده‌ی ضربی‌خوانان تهران از شهرداری تهران برای ضبط و نگهداری فرهنگ موسیقایی تهران کمک طلبید. 

مرتضی احمدی، بازیگر و خواننده‌ی مشهور و پیشکسوت ایرانی در گفتگو با خبرنگار فرارو، ضمن تقدیر از فعالیت‌های اخیر شهرداری تهران در حفظ و نگهداری فرهنگ بومی و اصیل تهران، از شهرداری تهران خواست تا با تامین امکانات لازم شرایط ضبط و آرشیو موسیقی‌های فولکلور تهران را فراهم آورد. 

مرتضی احمدی به خبرنگار فرارو گفت: « ضربی‌خوانی، نوعی از موسیقی خاص تهران قدیم است که در اوایل قرن جاری به اوج خود رسید و متاسفانه پس از کودتای نظامی و فرهنگی 28 مرداد، و تحقیر و تضعیف مداوم این نوع موسیقی پس از این واقعه به مرور کنار گذاشته شد؛ به طوری که اکنون فقط من از نسل ضربی‌خوان‌ها مانده‌ام و این درحالی است که بخش بزرگی از این موسیقی اصیل ضبط نشده است.» 

مرتضی احمدی نویسنده‌ی کتاب "کهنه‌های همیشه نو" است که حاوی متن برخی از اشعار ضربی قدیم تهران و پیش پرده خوانی‌هاست و هم اکنون نیز در حال جمع‌آوری و نگارش تعداد دیگری از این اشعار می باشد. احمدی به گفته‌ی خود بیش از 65 سال است که دست اندرکار این نوع موسیقی بوده و بیش از سی سال است که درباره‌ی آن تحقیق می‌کند. 

مرتضی احمدی ضربی‌خوانی را موسیقی اصیل تهرانی و بخشی از فرهنگ خاص مردم تهران خواند و گفت: «متاسفانه الان سرمایه‌ی لازم برای گردآوری نوازنده‌ها و اجاره‌ی استودیو برای ضبط موسیقی برای ما فراهم نیست و آخرین بار، پیش از انقلاب شخصی به نام دکتر طبیبیان به خاطر ذوق و علاقه‌ی شخصی سرمایه‌ی لازم را در اختیار ما گذاشت که با همان سرمایه‌ ،نوار اصیلی با نوازنده‌های اصیل ضربی‌خوانی تهران فراهم شد. » 

وی ضمن اشاره به بی میلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای ضبط و انتشار این نوع موسیقی گفت: «ادعا می کنم که در حال حاضر کسی جز من نمی‌تواند ضربی‌های تهرانی را به طور اصیل اجرا کند  چون علاوه بر صدای خوب، یک ضربی‌خوان باید حتما فرزند تهران باشد و در محلات قدیمی آن بزرگ شده‌ باشد و فرهنگ اصیل تهران را به خوبی درک و هضم کرده باشد. به همین خاطر اگر من بمیرم و این کارها ضبط نشوند، بخشی از فرهنگ تهران از دست خواهند رفت.» 

مزتضی احمدی ضمن تمجید از برخی فعالیت‌های شهرداری تهران در سال‌های اخیر از جمله مرمت و ساخت زورخانه‌ها، از محمد باقر قالیباف شهردار تهران مصرانه خواست تا با تامین هزینه‌ها و شرایط لازم از محل بودجه های فرهنگی تهران، ترتیبی دهد تا ضمن تامین  معیشتی هنرمندان منزوی شده‌ی موسیقی بومی تهران، ضربی‌ های اصیل ضبط شوند.

احمدی گفت من با بیش از هشتاد سال سن هنوز به امید ضبط این گنجینه صدایم را تعلیم می دهم و استدعا دارم حتی اگر مایل به پخش این بخش از فرهنگ موسیقایی تهران و ایران نیستند، لااقل امکان ضبط و نگهداری آن برای آیندگان را  فراهم کنند. 

 یکی از وظایف شهرداری‌ها، فعالیت‌های فرهنگی و هنری در جهت تامین نیازها و ارتقای سطح فرهنگی شهروندان است .


نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 16:39 توسط محمود| |

چرا هر موقع یاد طهران قدیم میوفتم حالا یا دیدن فیلم هزاردستان یا با شنیدن صدای مرتضی احمدی یا دیدم عکسهای قدیم حسرت میخورم

کاش میتونستم برم عقب

من تهران قدیم و صفای مردمان آ موقع را فقط شنیده ام ولی بخدا آن موقع همه چیزش بهتر بود

و الان فقط آه


نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 16:37 توسط محمود| |


برگزاری سالروز تولد 86 سالگی مرتضی احمدی: شب نشینی با لهجه طهران قدیم

مرتضی احمدی راوی با صفای تهران قدیم 86 ساله شد.او یکی از آخرین بازمانده های راویان نسل قدیم است که بن مایه های یک فرهنگ اصیل را سینه به سینه حفظ کرده است.

چهره ای که هم صدا و هم تصویرش برای مردم جذاب است. مردمی که عادت کرده اند هر بار که می بینندش ، لبخندی بر لب بیاورند و دم گرمش را غنیمت بشمرند. متولد 10 آبان 1303 در جنوبی ترین نقطه تهران که همیشه دوست داشته مردم را بخنداند. او اهل تحقیق و نوشتن هم هست و تا حالا کتاب هایی همچون«من و زندگی» که تاریخچه تئاترهای تهران است و کتاب های دیگری مانند «کهنه های همیشه نو» و «برگی از زندگی بروبچه های تهرون» و ...را به مخاطبان آثارش هدیه کرده است.
می گوید:« تنها ضربی خوان این مملکتم، ضربی هایم مردم را شاد می کند. با آدمهای عنق که سگرمه هایشان درهم است، کاری ندارم. آنچه علی حاتمی از جنوب تهران یاد گرفته بود به خوبی در اختیار ما گذاشت. او با اینکه از من جوان تر بود به خوبی با فرهنگ جنوب تهران آشنایی داشت.» به هرحال جشن تولد 86 سالگی مرتضی احمدی شامگاه یکشنبه در تالار «وحدت» با سخنان جمشید مشایخی، مرضیه برومند، حسین علیزاده، بهزاد فراهانی و صابر ابر و با رونمایی از آلبوم موسیقی «صدای طهرون » برگزارشد. مراسمی باشکوه به احترام همه سال هایی که احمدی برای مردم کار کرد و از خودش خاطره های شیرین برجای گذاشت.
مرضیه برومند: تاج سر همه ماست
در این مراسم مرضیه برومند به عنوان اولین سخنران برنامه گفت: مرتضی احمدی، مردی است که تاج سر همه ماست. او واقعا نقل و نبات است، شکر است، شکرپاره است. وقتی برای حضور در این مراسم می آمدم فکر می کردم درباره او چه بگویم، دیدم حبه نبات اسم با مسمایی برای اوست. این کارگردان ادامه داد: مرتضی احمدی به سادگی و خوشمزگی دمپختک و نان سنگک است که همه ما خیلی دوست داریم و ما را یاد بچگی هایمان می اندازد. یاد مادربزرگ هایمان و ما را می برد به روزگاران دور، که مردم با صداقت تری داشتیم که «ستون زاده ها» زندگی می کردند. او ستون زاده آرایشگاه زیبا است.
برومند با بیان اینکه، مرتضی احمدی تبلور فرهنگ ما است، اضافه کرد: او متواضع، ساده و مودب است. هرگز جز ادب، متانت و تواضع از او چیزی نمی بینیم. امیدوارم سالیان سال زنده باشند و قدرش را بیش از این بدانیم.
حسین علیزاده: یادآور هویت اصیل ایرانی
در ادامه حسین علیزاده ـ آهنگساز و نوزانده تار ـ در سخنانی با ابراز خرسندی از حضور در این مراسم گفت: از عنوان دکتر و استاد استفاده نمی کنم؛ چون این عناوین امروز دیگر اصالتی ندارد. وی ادامه داد: وجود مرتضی احمدی و کارهایی که او انجام داده است، این اجازه را می دهد که وقتی نام او را می گویم انگار از هفت هنر سخن می گوییم. وقتی برای این برنامه دعوت شدم اصلا تعجب نکردم؛ زیرا وقتی نام او آمد، فهمیدم جشن تولد یکی از استادان من است، او مرا به یاد علی اکبر خان شهنازی می اندازد. این آهنگساز با اشاره به اینکه مرتضی احمدی همواره یادآور خاطرات شاد ملت ایران است،گفت: وقتی نام او را می بریم هیچ کس تاسف نمی خورد، آه نمی کشد و حتما همه دلشان شاد می شود. علیزاده سپس به کوشش های مرتضی احمدی برای گرد آوری فرهنگ تهران اشاره کرد و افزود: شهر تهران که شهری مهاجرنشین است، باید با چراغ قوه دنبال فرهنگ آن بگردیم. اما وقتی زنگ در خانه مرتضی احمدی را می زنیم. چیزهای بسیاری از فرهنگ تهران پیدا می کنیم، یادمان می آید که مردم ما بسیار شاد بوده اند و با موسیقی رابطه ای تنگاتنگ داشته اند. او تاکید کرد: آنچه با این ملت سر سازگاری ندارد، این است که از آنها موسیقی، تئاتر، فیلم و کتاب های مورد علاقه شان را بگیریم و به آنها بگوییم شما فقط کارهایی را که ما تجویز می کنیم، ببینید. حسین علیزاده در ادامه مرتضی احمدی را یادآور هویت اصیل ایرانی دانست و گفت: نام او اصیل است، با خودش زندگی می آورد. نسل های مختلف وقتی نام او را می شنوند، فورا به یاد هویت اصیل خود می افتند.
صابر ابر: متولدین دهه 60 کف بزنند
صابر ابر، بازیگر سینما و تئاتر هم در این برنامه در سخنانی گفت: آرش چمن آرا دو شب پیش با من تماس گرفت و از من خواست برای مراسم رونمایی شرکت کنم و در این مراسم کاری انجام دهم. من هم پذیرفتم و از او پرسیدم چه مراسمی است و من باید چه کار کنم که آنها گفتند می توانی کلاه مخملی به سر بگذاری و سی دی کارهای آقای مرتضی احمدی را بیاوری که دیدم چه کار سختی است. این بازیگر سپس سی دی این آثار را به حاضران نشان داد و ادامه داد: خیلی خوشحالم که این کار را من انجام می دهم، خوشحالم که اینجا هستم چون من یک دهه شصتی هستم. ابر سپس از متولدین دهه 60 خواست که برای مرتضی احمدی کف بزنند. وی ادامه داد: خوش به حال کسانی که می دانند در تاریخ می مانند، مانند آقای احمدی.
جمشید مشایخی: افتخار می کنم اینجا هستم
جمشید مشایخی گفت: افتخار می کنم شب تولد مرتضی خان عزیز معلم اخلاق من و پیشکسوتم در اینجا حاضرم، 10 سال از او جوان ترم، زمانی که او در تئاتر کار می کرد، من محصل بودم. این بازیگر قدیمی با یادآوری پیش پرده خوانی های مرتضی احمدی با همان شیوه پیش پرداخت خوانی این بیت را به او تقدیم کرد:
«به خدا کشته تم من / به خون آغشته تم من»
او سپس ادامه داد: امشب شب خنده و عشق است. هنرمندان عاشق مردم هستند و دوست دارند ملت همیشه شاد باشند.
بهزاد فراهانی: جای سپاسگزاری است
همچنین بهزاد فراهانی که با همراهی مرتضی احمدی روی صحنه رفته بود، گفت: وقتی حرمت یک هنرمند را می دانید جای سپاسگزاری دارد، مرتضی احمدی مرد بزرگی است که در حفظ آرشیو رادیو در زمان انقلاب سهم بزرگی داشته است؛ چرا که ممکن بود آرشیو رادیو سوزانده شود، اما مرتضی از آن نگهداری کرد. هر چند آقا مرتضی تاریخی شده، ولی به تاریخ نپیوسته است. چه خوش است که هنوز می تواند کار و بازی کند.
مرتضی احمدی: این تهران دیگر آن طهران نیست
مرتضی احمدی در میان تشویق حاضران گفت: جراتش را ندارم در برابر بزرگانم که اینجا ایستاده اند، چیزی بگویم. اما درباره سی دی کارم باید بگویم که همه تان باور بفرمایید، هیچ یک از دست اندرکاران آماده شدن این سی دی دیناری پول نگرفته ایم و حتی هزینه ایاب و ذهاب را خودمان تقبل کرده ایم، فقط گاهی به ما ناهار می دادند.
او در عین حال از بابک چمن آرا که او را برای ضبط این قطعات تشویق و قانع کرده است و همواره کنار او بوده است تقدیر و سپاسگزاری کرد. احمدی با یادآوری خاطراتش در دوران کودکی و در زمانی که به روحوضی علاقمند شده بود، گفت: در جنوبی ترین نقطه تهران به دنیا آمدم عاشق آنجا هستم؛ اما این تهران دیگر آن طهران نیست و ما برایش آه می کشیم. دلم می خواست، ضربی خوانی محبوب شود. در اوایل دهه 20 اولین ضربی را در تئاتر خواندم. همیشه به دوستانم می گفتم آنچه را که تجربه می کنند، روی کاغذ بنویسند. نسل گذشته را نفرین می کنیم که چیزی برای ما نگذاشتند، اما ما هم همان کار را می کنیم، دوستانم این تجربه ها را ننوشتند، اما من پیگیری کردم و نوشتم.



نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 16:19 توسط محمود| |

وقتی از سبک زندگی سخن مي‌گوییم، در حال مطالعة فرهنگ هستیم و فرهنگ یعنی زندگی در همة ابعاد و شئونش؛ زندگی واقعی و عینی دور از بحث‌هاي نظری و تئوریک یا علایق و آرمان‌ها؛ پس کسی که به مطالعه و پژوهش در فرهنگ عمومی و به طور مشخص سبک زندگی مي‌پردازد، ناگزير باید خود را از موضوع مطالعه دور کند و با رویکردی غیرجانبدارانه به بررسی و گزارش –و بعدها تحلیل- آنچه مي‌بیند، اقدام کند و این مهم به مطالعه و تحقیق جدی نیاز دارد.

واقعیت این است که به دلایل گوناگون نه‌فقط مطالعه و پژوهش آکادمیک و علمی بلکه حتی گزارش رسانه‌اي و خبریِ ما در ایران نیز در این زمینه بسیارکم و اندک و به طور خاص در حوزة سبک زندگی دینی و ابعاد و زمینه‌هاي مختلف آن این‌گونه بررسی‌ها بسیار کمتر است. امید که نشریاتی چون این ماهنامه بتوانند این خلأ را تا اندازه‌اي پر کنند.

شاید توجه به چنین موضوعاتی برای من بیشتر از زمانی جدی شد که اهتمام غریب بعضی استادان و پژوهشگران خارجی را نسبت به خوراک و پوشاک و سنت‌ها و عادات مردم عادی دیدم؛ مردم‌شناسان و جامعه‌پژوهانی که رفتارهای روزمرة مردم کوچه و خیابان را موضوع یک پروژة تحقیقاتی مهم مي‌بینند و آنها را بسیار جدی بررسی و مطالعه مي‌کنند.

وقتی جامعه‌شناس و پژوهشگر معاصر فرانسوی «سابرینا میروان» مدتی طولانی دربارة عادات و رفتارهای مذهبی مردم تهران در نیمه شعبان از من مي‌پرسید و حتی دربارة چگونگی برگزاری مراسم دعای ندبه یا نوع پذیرایی از شادمانان میلاد امام عصر (ع) و جزئیاتی از این دست توجه و دقت نشان مي‌داد و یادداشت برمی‌داشت با خود مي‌اندیشیدم، چرا ما خودمان نسبت به بررسی و مطالعه فرهنگ عمومی و به ويژه زندگی دینی این‌قدر جدی نیستیم.

بعدها که کتاب مهم او دربارة اصلاحات شیعی (حرکـ‹ الإصلاح الشیعي – ترجمه هیثم الأمین) را دریافت و فصل مربوط به عزاداری محرم را تورق کردم، دیدم با همین دقت به عزاداری شیعیان در عزای امام حسین (ع) پرداخته است.

وی قبل از پرداختن به موضوع در ابتدای فصل ششم کتاب خود چنین مي‌نویسد:
«مصیبت کربلا که امام سوم و اهل بیتش در آن به شهادت رسیدند، به شکلی از اشکال اسطوره و حماسه‌اي بود که تشیع بر بنیان آن سامان یافت؛ چراکه حافظة تشیع را شکل داد و به این جماعت یک گذشتة مشترک بخشید و ریشة آن را در عمق تاریخ دوانید، بلکه بالاتر از این، نمونه‌اي ارائه کرد تا بدان اقتدا کنند و مجموعه‌اي از آيین‌ها را صورت داد که خصوصیت‌هاي اعتقادی شیعة امامیه را شکل بخشید.
این آيین‌ها هر سال در مراسم منظمی یادآوری مي‌شوند تا شیعیان بدین ترتیب با امامان خود تجدید عهد کنند و بدین ترتیب مفهوم امامت در دسترس فهم و حس مخاطب عام قرار مي‌گیرد. به جز مراسم ساليانه در مناسبت‌هاي مختلف همچنان این موضوع را یادآوری مي‌کنند و البته این موضوع اختصاص به روحانیان هم ندارد؛ چراکه کسی مانند علی شریعتی هم که روحانی نبود، از آن بهره برد.»
وی سپس به توصیفات دقیق موجود در سفرنامه‌هاي مختلف به‌ويژه بعد از دورة صفویه اشاره و نمونه‌هايي را بررسی مي‌کند.
(توجه به این نکته هم لازم است که نظر به استقرار علمای شیعة لبنان در اصفهان و انتشار بسیاری عادات و آداب شیعی از این شهر با موقعیت تاریخی اصفهان در این‌گونه مطالعات مي‌تواند به عنوان عامل مهمي مورد توجه باشد.)
***
در آثار و نوشته‌هاي مختلف منتشرشده دربارة ایران نیز نمونه‌هاي مختلفی از این دست دیده مي‌شود. از آثار پژوهشی و علمی اجتماعی و فرهنگی تا سفرنامه‌ها یا گزارش‌هاي رسانه‌اي یا آلبوم‌هاي عکس منتشرشده موارد مختلفی دیده مي‌شود که جای بررسی و مطالعه دارد.

«سینتیا هلمز» همسر سفیر آمریکا در تهران (۱۹۷۲- ۱۹۷۶) در کتابی که دربارة ایران نوشته، به طور مشخص دربارة محرم و عزاداری‌ها سخن گفته و از مهر نماز (از تربت کربلا) تا دسته‌هاي زنجیرزنی دهة اول محرم یاد کرده است. شاید در اینجا یادآوری این نکته مناسب باشد که نخستین ایستگاه در بررسی روابط ایران و آمریکا از کشته‌شدن کاردار آمریکا در تهران به دست مردمی شروع مي‌شود که شنیده بودند، او در سقاخانه امام حسین (ع) زهر ریخته است و جالب اینجاست که او به عنوان عکاس مجلة «نشنال جئوگرافیک» دقیقاً در حال عکس‌برداری از همین عادات و آداب عاشورایی مردم ایران بوده است.

به هر حال این یادداشت مختصر و نگاه گذرا هم بدون اینکه ادعایی در این زمینه داشته باشد، مي‌کوشد تا راهی در این زمینه بگشاید و مدخلی بر اهتمام جدی‌تر پژوهشگران و نویسندگان حوزة مطالعات اجتماعی به این موضوع باشد. باید در اینجا ازهمه عالمان و بزرگانی یاد کنیم که در طول تاریخ این فرهنگ کربلایی را شکل داده‌اند؛ به‌ویژه امام خمینی رضوان الله علیه که با اهتمامی خاص بزرگداشت عاشورا را ترویج کرد و همگان را فرمان داد که «این محرم و صفر را زنده نگهدارید» و به همه یادآور شد که «ما هر چه داریم از محرم است.»
عنوان یادداشت را برای ادای احترام به مرحوم عبدالحسین فرهنگ –بنیانگذار شب‌های شعر عاشورا در شیراز– از نام ایشان وام گرفته‌ام، بدان امید که بتوانم به‌زودی یادداشت‌هاي ناتمام خود دربارة آن شخصیت بزرگ را پس از سال‌ها سامان دهم و اندکی از حق آن خادم راستین مکتب عاشورا را ادا کنم و قدری از شیوه‌هاي خاص و درس‌آموز آن بزرگوار در زنده‌داشتن عاشورا بنویسم.

در این نگاه گذرا کوشیده‌ام تا کلیة رفتارها و نشانه‌ها و عادات و آدابی که در ایام محرم در یک زندگی دینی –در خانواده‌هاي ایرانی معاصر– دیده مي‌شود، فهرست کنم. متأسفانه در هنگام نگارش این یادداشت نه فرصت لازم را در اختیار دارم و نه منابع مورد نیاز در دسترس هستند؛ از این‌رو باید این نسخه از مقاله را تا زمان کامل‌ترشدن آن نسخه صفر تلقی کرد.

در این یادداشت طبیعتاً به سه موضوع اشاره نشده است: اولاً «تعزیه و نمایش‌هاي آيینی و پرده‌خوانی» و ثانیاً «آيین‌هاي گوناگون عزاداری در مناطق مختلف مثل نخل‌گردانی و...» و ثالثاً «موضوع قمه‌زنی و زنجیرزنی با زنجیرهای دارای تیغ» چراکه این موضوعات خود عناوین مستقلی هستند که باید در جای خود مورد توجه قرار گیرند.

تأثیرپذیری فرهنگ عامه از محرم و عزاداری هم در عرصه‌هاي متنوعی درخور بررسی است که در این نگاه گذرا بدان‌ها پرداخته نشده؛ مانند جوک‌ها و لطیفه‌هايي که دارای عنصری از مفهوم عزاداری محرم هستند یا اصطلاحات و ضرب‌المثل‌هايي

گاه دیده شده خانم‌هايي که معمولاً چادر نمي‌پوشند، در این ایام و برای حضور در مجالس عزاداری از چادر استفاده مي‌کنند.

که در واقع این امتداد را نشان مي‌دهند «دیوانه شود محرم در ماه محرم... در ماه صفر هم، ۱۰ ماه دگر هم» یا تعابیر رایج در فرهنگ عامه مانند: «زد به صحرای کربلا، هر چه روضه خواندیم اشکش در نیامد، بالای منبر برود پایین نمي‌آید و...»

در بسیاری مناطق نیز عرضة کالاها و محصولات مذهبی خاص ماه محرم در فروشگاه‌های عمومی مانند عرضة لباس مشکی یا فروشگاه‌های مخصوص مانند لوازم مختلفی مثل طبل و سنج و زنجیر و پرچم و... درخور توجه است.
موضوعات مختلف این بحث را در سه بخش اصلی ذکر کرده‌ایم که بدون هیچ ترتیب خاص تقدیم مي‌کنیم:

الف) خوردن و آشامیدن:
غذای نذری، غذای هيئت، قیمة امام حسین (ع)، بردن غذا برای تبرک و برای شفای مریض (داستان‌هاي مختلفی که در این زمینه نقل مي‌شود و بدان باور دارند؛ مانند اینکه هيئتی(در میدان قیام تهران) هر سال غذای مشخصی را طبخ مي‌کردند و یک سال که برنامه را عوض کردند، غذا خراب شد و تا دو سال همین اتفاق افتاد و زمانی که برنامة ثابت اجرا شد، مشکل حل گردید.)
ذکر نام امام حسین (ع) هنگام نوشیدن آب و حتی تعلیم این موضوع به کودکان
اهتمام و اعتقاد به سقایت (در تأسی به قمر بنی هاشم) و آب‌رساندن به تشنگان با این نیت
مراعات کسی که آب مي‌خورد (مگر شمری؟) حتی در بازی‌هاي کودکانه و قبح منع آب حتی از دشمن
نذرکردن براي توزیع و پذیرایی از رهگذران و مردم در مناطق عمومی با شربت و پذیرایی صلواتی در دهة اول محرم به‌ويژه شب عاشورا
خودداری از خرید و مصرف شیرینی و آجیل در ماه محرم (اظهار شادی و سرور) به‌ويژه شب‌هاي تاسوعا و عاشورا
تلاش برای کمتر غذاخوردن و نوشیدن به‌ويژه در روز عاشورا
اهتمام به نپختن غذا در منزل در روز عاشورا و خوردن ناهار هيئت (قیمة امام حسین (ع))
پذیرایی با نان شیرینی‌هاي خاصی که کمتر شیرین هستند و با مجالس جشن مناسبت ندارند؛ مانند کیک یزدی یا شیرینی سپهسالاری (در مناطقی مانند جنوب لبنان کعک عباس (کیک، نان شیرینی حضرت عباس (ع)) دارند.)
پذیرایی با ساندویچ‌هاي خانگی نان و پنیر و سبزی (معمولاً با نان سنگک) که بسیاری به عنوان تبرک با خود مي‌برند.
پذیرایی با عدسی برای صبحانه (در خواص عدس به اثر آن در رقت قلب و تسهیل گریه اشاره مي‌شود.)
پذیرایی صبحانه در مراسم عزاداری محل کار یا مدرسه (البته برای دانش‌آموزان خردسال این موضوع اهمیت بیشتری دارد و شوق صبحانه‌خوردن با بچه‌ها در مدرسه و تغییر برنامة یکنواخت روزانه انگیزة بیشتری برای حضور در مراسم عزاداری ایجاد مي‌کند / شکل‌گیری هيئت‌هاي دانش‌آموزی و برنامة هفتگی ثابت در طول سال)
پذیرایی با چای و اهمیت توجه به این موضوع و نقش سماور و چای مجلس عزا و نذر بسیاری مردم برای تقدیم قند و چای (و باور جدی بسیاری به ارزش و قداست این مسئولیت و منصب در تشکیلات هيئت مذهبی)

ب) پوشاک و دکوراسیون و ظاهر:
لباس مشکی (لباس عزا) که گاه مدل خاصی هم دارد، بلندتر از پیراهن‌هاي معمول با آستین بدون دکمه و بدون یقه و گاه با پشت باز برای زنجیرزنی. بسیاری به قداست این لباس عقیده دارند (وصیت مرحوم آیت‌الله نجفی مرعشی برای دفن پیراهن عزا با جنازه‌شان در قبر)
نصب پارچه‌ها و پرچم‌هاي مشکی و رنگی با شعارهای خاص برای اعلام عزا (نقل مرحوم علامه طباطبایی که این پارچه‌هاي مشکی روز قیامت شفاعت مي‌کنند)
انداختن شال عزا به گردن (معمولاً مشکی و برای سادات سبزرنگ)
در ایام عزا بسیاری جوانان تمایل بیشتری نسبت به سایر ایام سال به انداختن چفیه در گردن نشان مي‌دهند.
استفاده از پیشانی‌بند در هنگام عزاداری (با شعارهایی مانند لبیک یا حسین، یا ابالفضل، یا سیدالشهدا) / گاه فقط یک نوار پارچه‌اي سیاه یا سبز بدون نوشته است.
بسیاری تسبیح تربت به گردن مي‌اندازند یا پلاک‌هاي سربازی با حکاکی «یا حسین، یا زینب، یا ابوالفضل و...» (که مانند چفیه و پیشانی‌بند نوعی نماد دفاع مقدس هم هست.)
استفاده از مچ‌بند در هنگام عزاداری به عنوان یک نماد با همان کارکرد پیشانی‌بند (گاه حتی مسی با حکاکی شعارهای مذهبی) و گاه بدون شعار (و گاه استفاده در طول ایام سال نظیر یک نوار پارچه‌اي سبز در مچ دست که نماد کودکان و نوجوانان شیعة لبنانی است)
در دست کردنِ انگشتر عقیق با حکاکی نام اباعبدالله (ع) یا عبارات خاص این ایام مانند یا حسین و...
به‌تازگي نصب به سینه با نشانه‌ها و نماد‌ها مثل پنجه (اشاره به کف دست و انگشتان حضرت ابوالفضل (ع)) یا عبارات یا حسین و... / معمولاً طلایی و نقره‌اي / روی سینه یا یقة کت و پالتو
خاک و گل بر سر و شانه‌ مالیدن در روز عاشورا به نشانة نهایت سوگواری
کفن‌پوشیدن به معنای فدایی‌بودن (بأبي انت و أمی...) در عزاداری
درآوردن کفش و جوراب و عزاداری با پای برهنه در ظهر عاشورا (نقل از مرحوم کاشف‌الغطا که در پاسخ به پرسش دیگران فرموده بود: «من امام زمان (عج) را با این هيئت مشاهده کردم.»)
با پای پیاده به زیارت کربلا رفتن با پای برهنه به حرم داخل شدن
نتراشیدن ریش در ایام عزا
استفاده‌نکردن از رنگ‌های شاد در لباس و پوشش (استفاده از رنگ‌های تیره در مانتوی خانم‌ها)
گاه دیده شده، خانم‌هايي که معمولاً چادر نمي‌پوشند، در این ایام و برای حضور در مجالس عزاداری از چادر استفاده مي‌کنند.
استفاده از برچسب‌هاي مختلف حاوی تصاویر و شعارهای عاشورایی روی سطوح مختلف مانند کیف و کلاسور یا در و دیوار و وسایل منزل مانند یخچال یا وسایل شخصی مانند کامپیوتر با کارکرد پوستر و قاب عکس
نصب و برافراشتن پرچم‌هاي کوچک مذهبی روی آنتن ماشین / رنگ‌کردن شیشة پشت ماشین با شعارهای عاشورایی (در بعضی مناطق جوانانی دیده شده‌اند که در معابر عمومی از صاحب خودرو اجازه مي‌گیرند که با رنگ‌های قابل شست‌وشو پشت شیشة خودرو شعار عاشورایی بنویسند.) / نصب پرچم روی سطح جلویی خودرو / نصب آویز‌هاي عاشورایی به آینة جلوی ماشین
دکوراسیون معمول مجالس سوگواری با پتو و پشتی ترکمن برای نشستن و تکیه‌دادن مهمانان
استفاده از دستمال پارچه‌اي خاص برای گریه و پاک‌کردن اشک (مانند آنچه از امام خمینی (ره) مشاهده مي‌شد) گرچه برخی عقیده دارند پاک‌نکردن اشک با دستمال و مالیدن اشک به صورت باعث ازدیاد آبرو مي‌شود و... وصیت برخی به دفن این دستمالِ ثابت به هنگام مرگشان در کفن
لباس عربی به تن کودکان و شیرخواران‌کردن به نیت بیمه‌کردن آنان (اشاره به حضرت علی اصغر (ع)) و حاضرکردن آنان در مراسم عزاداری با این لباس و تزيینات همراه آن (چیزی شبیه درست‌کردن گهواره یا حاضرکردن عروسک در اشاره به حضرت رقیه (س)) تفهیم این مفهوم به کودکان: (نقل از کسی که مادرم شام غریبان همه بالش‌ها را جمع مي‌کرد و چند پاره آجر مي‌آورد و مي‌گفت: «امشب هر که مي‌خواهد بخوابد روی آجرها سر بگذارد. امشب شبی است که بچه‌هاي پیغمبر (ص) در بیابان آواره‌اند.» و به این ترتیب این حس را تا پایان عمر در ما زنده نگه داشت و نقل دیگری که من هنوز گریه‌ها و برسرزدن پدرم را فراموش

وصیت دیگر مرحوم آیت‌الله نجفی مرعشی این بود که یک سر عمامه او را به تابوت و سر دیگر را به منبر عزاداری ببندند و روضه بخوانند.

نمي‌کنم که مرا در خردسالی به آغوش مي‌گرفت و به مجلس عزاداری مي‌برد و از این دست است شیردادن مادران به نوزادان در مجالس سوگواری در حالی که ‌هاي‌های مي‌گریند / مادرم از مهر علی شیر داد... بر دهنم نام محمد نهاد)
نصب تابلوی شعارها و جملات مربوط به محرم و کربلا و قاب عکس حرم مطهر سیدالشهدا (ع) و قمر بنی هاشم یا شمایل و تصویرهای منسوب به آن بزرگواران
استفاده از این تصاویر و شعارها و نمادها در اشکال مختلفی مثل آویز جلوی آینة ماشین، اسکرین سیور کامپیوتر و لپ‌تاپ، وال پیپر موبایل (همین طور است استفاده از نغمه‌هاي مداحی یا موسیقی‌هاي خاص عزاداری برای زنگ موبایل یا استفاده از اذان ترکیبی محمدرضا علیقلی برای ایام محرم یا ظهر روز عاشورا)

ج) آداب و عادات:
سلام‌دادن بعد از نماز به سمت کربلا و حرم مطهر سیدالشهدا (ع) با قراردادن دست راست روی سینه به نشانة احترام (در لبنان عادت دارند دست راست را بالا مي‌آورند و کف دست را رو به جهت قبله مي‌گیرند که نوعی تجدید عهد و پیمان‌بستن و نمایش نظامی و رسمی را تداعی مي‌کند.)
سینه‌زنی، مهم‌ترین و ساده‌ترین شکل اظهار سوگواری و عزاداری بر مصیبت کربلا (که گاه کودکان از خردسالی فرا مي‌گیرند و با لحن و ریتم مناسب آن دست‌ها را بر سینه مي‌زنند / نقل از رزمنده‌اي در حال بیهوشی در بیمارستان صحرایی که بر سینه مي‌زده و «یا حسین، یا حسین» مي‌گفته است.)
گریه‌کردن (اشک بر مصیبت کربلا حتی به اندازة بال مگس آمرزندة گناهان است)
تلاش برای گریاندن دیگران با ذکر مصیبت و یادآوری فاجعة کربلا (باور به اهمیت ثواب این عمل و فضیلت بسیار آن)
تظاهر به گریه در مجالس سوگواری و حفظ ظاهر با قراردادن دست به روی پیشانی و سر به زیرانداختن یا ادای گریه درآوردن به جای بی‌اعتنایی و رفتار غیر مناسب (در احترام به فضای عمومی مجلس زمانی که عزادار گریه نمي‌کند یا احساس گریه و اشک ندارد.)
برپایی مجالس (حتی در حد کم و مجالس مختصر / نقل از یک دیپلمات ایرانی که در محل مأموریت او هیچ‌کس مسلمان شیعه نبوده است و ناچار پارچه‌اي مشکی پیدا مي‌کند و به دیوار مي‌زند و همسر و فرزندش را زیر آن مي‌نشانند و خود به ذکر حسین حسین مي‌پردازد.) بسیاری از مجالس خانگی در این ایام برپا مي‌شود و نقش بسیار مهمی در ترویج فرهنگ دینی دارد (نقل از یک مسافر تاکسی که در نوجوانی گاه به گناه و مصرف مشروبات الکلی مبتلا مي‌شدم و چون در منزل روضة ماهانه داشتیم و خجالت مي‌کشیدم با آن حال در مجلس حاضر شوم، به پشت بام مي‌رفتم و از آنجا مي‌گریستم و توبه مي‌کردم) نیز بسیاری مجالس دهگی و هفتگی و ماهانه با شور و حال محرم شکل مي‌گیرد و ادامه مي‌یابد.
راه‌اندازی هيئت‌هاي کودکان و نوجوانان با ویژگی‌هاي خاص (معمولاً تمرین مشارکت اجتماعی و برعهده گرفتن نقش‌هايي مانند مدیریت هيئت، مداحی، پذیرایی) و راه‌اندازی دسته‌هاي سینه‌زنی و زنجیرزنی.
جمع‌آوری تبرعات و کمک‌هاي مالی از علاقه‌مندان برای برپایی مجالس عزا (معمولاً این کار برای مجالس نوجوانان و طی چاپ و تقدیم قبض‌هاي دریافت کمک‌هاي مردمی در محله یا مجتمع مسکونی و خانواده‌هاي بزرگ صورت مي‌گیرد.)
نذرکردن براي برپایی مجلس یا نذر خاص برای قرائت روضه یا حتی قرائت مصیبت مشخص مثل نذر برای روضة وداع حضرت زینب (س) یا...
احترام به عزاداران امام حسین (ع) (نمونه‌اش کفش جفت‌کردن برای مهمانان هيئت‌ها و عقیده بسیاری به تقدس این کار و منصب)
خدمت‌کردن در مجالس عزاداری و به طور خاص شستن ظروف هيئت پس از پایان عزاداری (در حال حاضر استفاده از ظرف‌هاي یک‌بار مصرف رایج شده است.)
احترام به روضه‌خوان و مداح و منبری مجلس عزا و احترام به وسايل مجالس مانند منبر عزای امام حسین (ع) (در اصفهان کسی هست که نقل مي‌کنند در جوانی شبی از مجلس شراب برمی‌گردد و با دیدن منبری مجلس عاشورا به یاد مي‌آورد، ایام محرم است و به زور منبری را مجبور مي‌کند در کوچه برایش روضه بخواند و هنگامی که آن‌کس نبودن منبر را بهانه مي‌کند، جوان بر زمین زانو مي‌زند و از منبری مي‌خواهد روی او بنشیند. آن روحانی مي‌گوید: «من روضه مي‌خواندم و او در زیر من مي‌گریست و همان شب خواب دیدم که در قیامت او را منبر امام حسین (ع) خطاب مي‌کنند.»)
نام‌گذاری نوزادی که به طور خاص در این ایام متولد مي‌شود؛ به نام‌هايي چون حسین و عباس و زینب و عبدالحسین و غلام‌عباس
شروع‌نکردن به کارهای مهم یا خرید و فروش ملک و خودرو یا اقدام به ازدواج نکردن یا ترک شغل و تجارت در این ایام به‌ويژه روز عاشورا با عقیده به اینکه چنین اموری در این روز یُمن و برکت ندارد.
ختم قرآن در ماه محرم و هدیة ثواب آن به سیدالشهدا (ع) یا اهل بیت و اصحاب آن حضرت
ذکر مصیبت امام حسین (ع) در مجالس سوگواری درگذشتگان به نیت بهره‌بردن میت از ثواب گریه بر مصیبت کربلا
روضه‌خوانی بر سر جنازة میت و هنگام غسل و قبل از دفن و هنگام دفن (وصیت دیگر مرحوم آیت‌الله نجفی مرعشی این بود که یک سر عمامه او را به تابوت و سر دیگر را به منبر عزاداری ببندند و روضه بخوانند.)
زیارت از راه دور معمولاً با زیارت عاشورا یا زیارت وارث (برای کسانی که شرایط زیارت حضوری کربلا را ندارند.) این عادت برای بعضی در همة روزهای سال تکرار مي‌شود و بعضی در ایام محرم و دهة اول بدان مي‌پردازند و برخی در روز عاشورا زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام قرائت مي‌کنند.
زیارت امام‌زاده‌ها و مزار اولیای خدا توسط کسانی که امکان حضور در کربلا در ایام محرم را ندارند.
تحیت با اشاره به مصیبت سیدالشهدا (ع) در سلام و علیک کردن با دیگران در این ایام / عباراتی مانند: سلام بر حسین، عزاداری‌هایتان قبول و... معمول‌تر است.
لعن و نفرین قاتلان سیدالشهدا (ع) در برخورد و ملاقات با دیگران / عبارت بر یزید لعنت متعارف است.
سجده بر تربت امام حسین (ع) و ذکرگفتن با تسبیح تربت (استفاده از تربت منحصر به نماز نیست، بسیاری مردم تربت را به تبرک همیشه با خود حمل مي‌کنند، کام نوزاد را با آن مي‌گشایند و بر زبان میت مي‌گذارند.)
گوش‌دادن به سی دی‌ها و نوارهای صوتی عزاداری و سخنرانی و مداحی / مقتل امام حسین (ع) در این ایام بیشتر رایج مي‌شود و به جز استفاده از برنامه‌هاي رادیو و تلویزیون بسیاری مردم در ماشین خود یا محل کار یا منزل این نوارها را بیشتر استفاده مي‌کنند.
مراقبت نسبت به گناه و رفتارهای ناشایست و ترک بسیاری محرمات به احترام عزای امام (ع) (نقل‌هاي مختلف از ترک مشروبات الکلی طی ۱۰ روز اول محرم و دورشدن از سقاخانه در زمان طهارت‌نداشتن تا امتناع یک روزنامة ایرانیان مهاجر در کانادا ازچاپ آگهی ثابت یک کاباره در روز عاشورا)
اعلام تعطیلی سینما و تئاترها در ایام عزاداری (به‌ويژه تاسوعا و عاشورا) با نصب پارچة مشکی به جای تصاویر فیلم بر سردر سالن سینما یا تئاتر
مراقبت‌هاي اخلاقی عمومی و تلاش برای تغییر و تحسین رفتار شخصی به احترام فضای معنوی ایام عزاداری


نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 16:18 توسط محمود| |

مناسک و اعمال جزء لایتجزی ایمانیات دینی قلمداد می‌شوند و وسایلی فراهم می‌کنند که افراد بیشتر و بهتر به کنه آموزه ادیان پی برند.

در میان تعاریف و تلقیهای گوناگونی که از دین وجود دارند هنوز تعریف و تأویلی نیست که مورد توافق حداکثری قرار گرفته باشد. به تعبیر دیگر همه مناقشه‌هایی که در باب مفاهیم مهم بشری دیگر چون: عدالت، آزادی، تفکر، فلسفه، علم و حکمت وجود دارند در مورد دین هم برقرارند.

در این میان البته پاره‌ای از افراد دین را به دین ۱ ، دین ۲ و دین ۳ تقسیم می‌کنند. مدنظر آنها از دین یک مجموعه آیین‌ها و آموزه‌ها و متونی است که از سوی بانی دینی خاص ابراز شده است.

فی‌المثل در دین اسلام، قرآن که از سوی خدا بر پیامبر اعظم نازل شده به علاوه آموزه‌ها و تعالیمی که حضرت محمد‌(ص) خودشان ارائه کرده‌اند و همچنین اعمال ایشان و پیروانشان به عنوان اسلام یک نامگذاری می‌شود. دین ۲ اما تفاسیری است که در پی دین ۱ می‌آید. یعنی فی‌المثل در ادیان هندویسم و بودایی بسیاری از تفاسیر بر آرای بودا نگاشته شده‌اند که این تفاسیر به عنوان دین ۲ یا هندویسم و بودیسم ۲ مطرح می‌شوند. دین ۳ هم به رفتار و اعمال مومنان دینی خاص در طول تاریخ اشاره دارد. فی المثل مسیحیان در طول تاریخ از خود رفتار و اعمال خاصی انجام داده‌اند و شیوه مشخصی را برای هنجارهای خود برگزیده‌اند. به مجموعه این اعمال و هنجارها دین ۳ مسیحیت می‌توان نام نهاد. به نظر طرفداران این تلقی و تعریف از دین با این تقسیم‌بندی می‌توانیم به جوهره و ماهیت ادیان نزدیکتر شویم. با این همه این تعریف از دین هم مشکلات مخصوص به خود را دارد. یکی از این مشکلات آن است که یافتن نسبت میان این سه دین کار راحت و آسانی نیست و علاوه بر این مومنان هر دین بیشتر معتقدند که دین ۱ به جوهره ادیان نزدیکتر است و نمی‌توان ارتباط ارگانیک و نزدیکی میان دو دین دیگر با دین اول پیدا کرد.

این مشکل دقیقاً برای تعریف دیگری که از دین وجود دارد و دین را به گوهر و صدف دین تقسیم می کند وجود دارد. چرا که هر کس ممکن است گوهر دین را چیزی بداند که با تقریر فرد دیگر متفاوت باشد و در ضمن میان اجزای یک دین چنان همبستگی وجود دارد که هر جزء دین را می توان بخش مهمی از دین دانست و جدا کردن پاره‌ای از اجزای دین با نام صدف مشکلات معرفتی و منطقی و همچنین الهیاتی عمده ای را به وجود می‌آورد.

تعریف دیگری که از دین وجود دارد با تقسیم دین به تجربه دینی و معرفت دینی صورت می‌گیرد. یعنی انسان در ابتدا تجربه‌ای از امر قدسی و خدا به دست می‌آورد و در این راه پیامبران و اولیای دین هم به وی مدد می‌رسانند و پس از آن است که معرفتی را مبتنی بر این تجارب دینی کسب می‌کند. این تعریف هم هرچند نکاتی نیکو در باب اجزا و ماهیت دین می‌گوید به جهت اختلاف نظری که در باب تجربه دینی وجود دارد و همچنین به جهت آنکه یافتن ماهیت معرفت دینی کاری آسان نیست خالی از خلل نیست.

با وجود همه مشکلاتی که این تقسیم‌بندی‌ها و تعریف‌ها از دین دارند به نظر می‌رسد اولاً باید برای هر دین به این اندیشید که کدام یکی از این تعریف‌ها مناسبتر هستند و ثانیاً در مواقعی خاص به همه آنها نظر داشت.

یکی از تقسیمبندیهایی که برای رسیدن به کنه ادیان صورت می گیرد تقسیم دین به اعتقادات، آداب و اعمال دینی و همچنین اخلاق دینی است. یعنی از یکطرف در دین اعتقادات بنیادین و اساسی در دین وجود دارند و ثانیاً هر دین را مجموعه‌ای از آداب و مناسک و اعمال دینی سامان می‌دهند و ثالثاً اخلاقی دینی بر دین خاص استوار هستند که می‌توانند رفتار و هنجارهای افراد را در جامعه و حتی نزد خودشان هدایت کنند. در اینجا هم البته میان این سه جزء ارتباطات زیادی وجود دارند که باید در وصف آنها کوشید. اما در گام نخست فی‌المثل در باب اسلام می‌توان گفت که اسلام را اعتقاداتی بنیادین تشکیل می‌دهند که توحید، نبوت، معاد و عدل و امامت از جمله مهمترین این اعتقادات هستند. توجه به هریک از این اصول دینی اسلام را از بسیاری از آموزه‌ها و ادیان و مذاهب دیگر مجزا و جدا ی کند. از سوی دیگر متکی بر این اصول اخلاقیاتی سامان می‌یابد. در دین اسلام فی المثل جهان نسبت به خوب و بد بی‌تفاوت نیست و از آن بابت که توحید در این دین از امهات است هرگونه ارزشی با تقوای الهی پیوند می‌خورد. از اهم آموزه های اخلاقی این دین هم یکی آن است که انسان چیزی را که برای خود نمی‌خواهد برای دیگری هم ناید بخواهد و اینها آموزه‌های اخلاقی هستند که با اصول دینی اسلام پیوندهای بسیار نزدیکی دارند. از سوی دیگر اعمال و مناسکی وجود دارند که اینها هم با دو بخش دیگر ادیان یعنی اعتقادات و اخلاقیات نسبت‌های نزدیکی برقرار می‌کنند.

به نظر می رسد این تقریر و تعریف از دین یکی از بهترین تقریرهایی است که در باب تعریف دین صورت گرفته است و هرچند این تعریف هم بی‌عیب نیست توانسته است بسیاری از مشکلات تعاریف دیگر را کمرنگتر نماید. اولاً این تعریف از این خصیصه برخوردار است که بسی بر اعتقادات و بنیانهای دینی تأکید می‌کند و این نکته‌ای است که پاره ای از تعاریف آن را نادیده می‌گیرند یا آن را چندان پررنگ نمی کنند. ثانیاً اخلاق دینی یکی از مهمترین عناصر رویکرد دینی است که رویکرد دینی با آن هم هویت می‌یابد. اتفاقاً اخلاق دینی یکی از مولفه‌هایی است که بسی به کار انسان جدید و جهان جدید می‌آید. این عنصر نیز در تعدادی از تعاریف از جمله تعاریفی که در بند اول آمدند غایب هستند. یکی دیگر از مولفه های تفکر دینی که اتفاقاً اکثریت دینداران دین را با آن می‌شناسند اعمال و مناسک دینی است که نقش موثری در تداوم ادیان مختلف داشته و دارد. پاره‌ای از دین شناسان معتقدند اگر این مناسک از دین گرفته شوند مشکلات بسیاری برای دینداران دینداران به وجود می آیند. اما آنچه در این تقریر از دین و دینداری هم اهمیت دارد بررسی نسبت این این سه جزء است.

اگر چه تقسیم دین به سه جزء اعتقادات دینی، اخلاق دینی و مناسک و اعمال دینی و تعریف آن با تکیه بر این سه خصیصه تعریفی کارآمد و موفق است همانطور که گفتیم یکی از پرسش‌های مهمی که فراروی دین شناسان وجود داشته و دارد بررسی نسبت میان مناسک و اعمال دینی با دو جزء دیگر است. یکی از محورهایی که در ذیل این نسبت مطرح می‌شود توجیه مناسک و آداب دینی است. شکی نیست که همه اعمال و افکار انسانی باید توجیهی داشته باشند تا بجد از سوی انسان پیگری شوند و اعمال دینی نیز باید واجد دلایل و منطقی باشند تا با استمرار بیشتر مورد توجه قرار گیرند. اگر از یک دین شناس پوزیتیویست پرسیده شود که چگونه می‌توان اعمال و مناسک دینی را توجیه کرد شاید حرف چندانی برای گفتن نداشته باشد‌. شاید تنها امری ایجابی که بتواند بگوید این است که مناسک دینی نمایانگر احساسات و حالات درونی فرد دیندار هستند. اما منظومه معرفتی که ما هم اکنون در آن زیست می کنیم منظومه ای متفاوت از فضای اوان و اواسط قرن بیستم است. در منظومه جدید معرفت دینی فرصت و مجال بیشتر و بهتری یافته است که مدعیات خود را اثبات و یا لااقل موجه نماید. در این فضا و بستر جدید دین و مجموعه اعتقادات و آیین‌ها و اخلاقیات آنها تنها به حوزه درونی و فردی که نمی‌توان از آن سخنی گفت منحصر و محدود نمی‌شوند.

تنها کافی است نگاهی به دو فلسفه ویتگنشتاین بیفکنیم تا دریابیم دین در این دو فلسفه تا چه اندازه تغییر جایگاه می‌دهد. در فلسفه اول یا متقدم ویتگنشتاین، چون دین، تصویر جهان نیست و گزاره‌هایی دینی نمی‌توانند تصویری از جهان ارائه کنند راهی به مقام توجیه و تبیین ندارند. به تعبیردیگر به نظر وی در اینجا چون حرفی نمی توان زد باید سکوت را اتخاذ نمود. اما فلسفه دوم وی دین را یکی از نمودهای زبانی می داند که می تواند و باید در عرصه زبان حضور و نماد داشته باشد. خلاصه آنکه تنها با نگاهی به دو رویکرد یک اندیشند برجسته قرن بیستم تغییر رویکرد به دین و ادیان مشخص است حال اگر کل فضای اواخر قرن بیستم و اوان سده بیست و یکم را ملاحظه کنیم این تغییر نگاه با شدت و قوت بیشتری خود را بر ما عرضه می‌کند.

در این منظومه جدید ادله زیادی برای توجیه مناسک و اعمال دینی صورت پذیرفته‌اند که یکی از معروفترین آنها دلیل متکی بر هدف – وسیله است. بر طبق این دیدگاه برای آنکه انسان به اعتقادات دینی و همچنین اخلاق دینی عمل کند باید آداب و مراسمی را هم که بزرگان آن دین سفارش کرده‌اند به جا آورد چرا که وی در سنتی زیست می کند که آن آداب و مناسک صورت تجسد یافته آن اعتقادات و اخلاقیات هستند. به تعبیر دیگر ما با سنت‌های دینی روبرو هستیم که فهم این سنتها وعمل به پاره‌ای از توصیه‌های آن برای رسیدن به کنه و اندیشه این سنت‌ها لازم و ضروی است. یعنی اینکه این آداب و مناسک در حکم وسایل و ابزارهایی هستند که در این سنت انسان را به امهات آن دین ره می‌برند.

اگر از این نگاه به آداب و مناسک دینی نگاه کنیم این مناسک و اعمال جزء لایتجزی ایمانیات دینی قلمداد می‌شوند که نه تنها مانعی بر سر راه فهم بهتر جوهر ادیان نیستند که وسایلی فراهم می‌کنند که افراد بیشتر و بهتر به کنه آموزه ادیان پی برند. این البته بدان معنا نیست که انسان هرچیز را به عنوان گوهر و جوهر دین قلمداد کند و تعدادی از خرافاتی که به نام دین وجود دارند تأیید شوند بلکه به معنای اهمیت دادن به تفکر وسیله- هدفی در تفکر دینی است. در این تفکر فی المثل نمی‌توان روزه را به عنوان یکی از اعمال دینی از اخلاق دینی و همچنین اعتقادات دینی جدا کرد. روزه وسیله است که می‌توان با آن اخلاق دینی و اعتقادات دینی را بهتر درک کرد و بدانها نزدیکتر شد. همانطور که عید قربان و قربانی کردن وسیله‌ای است که با آن ماهیت و کنه تفکر دینی مشخص می‌شود.


نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 16:18 توسط محمود| |

چاووش دارای ریشۀ ترکی چاو به معنای نگهبان، پیشروي کاروان یا لشکر، دعوت‌کنندۀ زیارت عتبات عالیات، جارچی و از مشاغل دولت ترکان بوده است که در ایران قدیم با عنوان چاووش‌باشی حرکت در پیشاپیش پادشاهان، مردم را از عبور ایشان آگاه مي‌کرد.

دربارة چاووش و چاووش‌خوان و... در لغت‌نامۀ دهخدا آمده است:
چاو. (اِ صوت) بانگ مرغ است. (فرهنگ اسدی). گنجشک که از اشکره بگریزد یا کسی بچه‌اش برگیرد او بانگ همی از درد و از بیم کند آن آواز را چاو خوانند و گویند همی چاود. (نسخۀ دیگر فرهنگ اسدی) (فرهنگ نظام). / تیز. تیز ناله و بانگ مردم بود از درد عشق. (نسخه‌اي از فرهنگ اسدی).

چاوش. (وُ) (ترکی، ص، اِ){۱} نقیب لشکر. (آنندراج) (غیاث). چاووش. (ناظم الطباء). نقیب سپاه. (فرهنگ نظام). آنکه در جنگ فرمان حمله دهد و سپاهیان را تشجیع و تشویق کند.

چاووش‌خوان. (خوا/خا) (نف مرکب) چاوش. خوانندۀ اشعار در منقبت ائمه مناسب با زیارت عتبات عالیات.

چاووش‌خوانی. (خوا/خا) (حامص مرکب) عمل چاووش‌خوان. آواز و اشعاری که چاووش قافلۀ زوار خواند. خواندن چاووش قافلة زوار اشعار در منقبت ائمه و مناسب با زیارت اعتاب مقدسه.

در اصطلاح روستايیان خراسان چاووش‌خوان فردي خوش‌صداست که با اجرای مدح و منقبت امامان معصوم (ع) به تشویق اهالی روستا بر زیارت عتبات عالیات و اماکن مقدس مي‌پردازد.

یکی از مهم‌ترین رسوم برآمده از فرهنگ تاریخی به صورت سینه‌به‌سینه در بین زائران و همراهان ایشان چاووشی است که این رسم، شامل اشعارخاص، در مورد سفرهای زیارتی، توصیف اماکن مذهبی، لحظات وصال و قرب، ذکر جزئیات، رنج و مشقت و نوع سفر، یادی از ذوالحقوقین به‌ویژه پدر و مادر و... مي‌باشد که در استقبال و بدرقه از زوار توسط چاووش‌خوان اجرا مي‌شود و مردم را متوجة فرستادن یا ورود ایشان مي‌کند.

مضامین اشعار مذکور بيشتر در معرفی، توصیف، مدح و منقبت حضرات معصومین (ع) و اولیاء الهی (ع) است که بیان آن موجب بيان‌کردن دوستی با ایشان و راه وصول به درگاه الهی است و توصیف زیبا و دلربای حرم‌ها و اماکن مقدس امامان معصوم (ع) و کرامات ایشان، دل مؤمنان را برای زیارت این اماکن و وصال به ضریح آنان پر مي‌دهد.

مضمون شعری این هنر دو نوع سور (شادمانی) و سوگ (حزن) است که از موارد چاووش سور مي‌توان به چاووش‌های زیارت خانۀ خدا و عتبات عالیات، چاووش پیشباز ماه مبارک رمضان و سحرهای این ماه اشاره کرد و از موارد چاووش سوگ نیز مي‌توان به چاووش‌های پیشباز محرم‌الحرام، صبح عاشورا، تعزیه، مرگ بزرگان دینی مذهبی یا نیاکان هر قوم، مرگ جوانان و شهدا و کساني که در نبردها و سفرها به‌ويژه سفرهای زیارتی از دنیا رفته‌اند، اشاره کرد.
نوع دیگری از تقسیم‌بندی این هنر، بانگ‌ رفتن و بانگ بازگشت است که هنگام عظیمت به سفر از اشعاری خاص و هنگام بازگشت از آن به اجرای اشعاری دیگری مي‌پردازند.

در سفرهای قدیم چاووش‌خوان‌ها حامل پرچم‌هایی با رنگ‌های متفاوت بوده‌اند؛ از جمله پرچم سبز که نشانگر زیارت عتبات عالیات بود، پرچم سرخ برای بیان شهادت ائمۀ اطهار (ع)، پرچم آبی به دليل جوانمردی حضرت ابالفضل العباس (ع)، پرچم سفید و سبز به نشانۀ پاکی و دمیدن روح تازه براي زیارت خانۀ خدا و پرچم سیاه با منگولة زرد و حاشیه‌دوزی زری برای ایام سوگ و عزاداری.

نوع دیگری از چاووش‌خوانی در قدیم، چاووش حماسه یا پیروزی بود که چاووش‌خوان به هنگام پیروزی بر لشکریان دشمن، در شهرها به راه افتاده و مردم را از وقایع و پیروزی نبرد آگاه مي‌کردند.

کتل‌خوانی هم نوعی از چاووش‌خوانی است که چاووش‌خوان بر اسبی سیاه‌پوش سوار مي‌شود و اشعاری با محتویات تلخ و ناگوار در سوگ کساني که در نبردها و سفرها بدرود حیات گفته‌اند، مي‌خواند. هر محله‌ای در قدیم برای خود دست‌کم یک چاووش‌خوان آشنا به کتل‌خوانی داشته است.

خوش‌لحنی، بداهه‌سرایی، موقعیت‌سنجی، خداشناسی و عشق به اهل بیت عصمت و طهارت از ويژگي‌هاي چاووش‌خوان است که از ایشان بین مردم انساني با وجهۀ نیکو و مورد اعتماد ساخته است.

او با استفاده از اشعار و سروده‌هاي ساده، توصیفات زیبای ائمۀ اطهار (ع)، گذشتگان و بزرگان در چاووش‌خوانی -که محتوای شعری آن جزو ادبیات عامیانه و غنایی است- و با ابراز عواطف، دلدادگی، آرزوها و درخواست حاجت و بیان مصیبت‌هاي واردشده به خاندان اهل بیت عصمت (ع) هنگام عظیمت زوار به اماکن مقدس، عطر سلام و صلوات را در فضای شهر گسترانده و با شور و هیجانی خارج از توصيف، نام و یاد بزرگان دین را در روح و جان مردم به جریان مي‌اندازد و ایشان را برای زیارت تشویق و تهییج مي‌کند.

نوچگی، اولین مرحلۀ چاووش‌خوانی بود و چاووش‌خوان پس از سال‌ها ممارست، تمرین و پشتکار از این مرحله به مرحلۀ علمداری که در واقع نشان از استادشدن او داشت، مي‌رسید. شرایط رسیدن به این مرحله حفظکردن اشعار، همراهی و هم‌آوایی با استاد (علمدار)، اجرای چاووش‌نامه‌ها و تبحر و پختگی در صدا و اجرا بوده است. چاووش‌خوان در قدیم در صورت سیادت از شال سبز، وگرنه از شال سیاه استفاده مي‌کرد.

اجرای چاووشی مذهبی در برخی مناطق به صورت تک خوانی-هم‌خوانی بوده است؛ به صورتی که تک‌خوان اشعاری

نوچگی، اولین مرحلۀ چاووش‌خوانی بود و چاووش‌خوان پس از سال‌ها ممارست، تمرین و پشتکار از این مرحله به مرحلۀ علمداری که در واقع نشان از استادشدن او داشت، مي‌رسید.

در مدح اولیا (ع)، وصف سفر و اماکن مقدس، بدی آب و هوا، جدایی از خانواده، عشق به ائمۀ اطهار (ع) و... اجرا مي‌کرد و پس از ابیاتی مشخص، جمعیت حاضر مصرع «بر محمد و آل او صلوات» را در همان لحن مي‌خواندند که از خاصیت‌هاي این هم‌نوایی دور ریختن کینه و کدورت و جایگزینی مهر و محبت در دل‌ها بوده است. در برخی مناطق از ذکر صلوات بدون آواز در جواب تک‌خوان استفاده مي‌کردند.

موضوع دیگری که در اشعار چاووش‌خوان‌ها آمده، طلبیدن حلالیت زوار از دیگران است که موجب شادی دل‌ها و رفع کدورت و صلح و آشتی میان مردم است. این هنر گردهم‌آمدن دوستان و خویشاوندان زوار در روزهای قبل و روزهای بعد از سفر را مقدور مي‌کند که در بيشتر موارد این عده از منزل ایشان در طول سفر مراقبت مي‌کنند.
موسیقی چاووش‌خوانی در ایران به گونه‌هاي مختلف اجرا مي‌شود. دستگاه چهارگاه بیشترین سهم را در اجرای چاووش‌خوانی در ایران به خود اختصاص داده که در بيشتر شهرستان‌ها شاهد چاووش‌خوانی در این دستگاه هستيم. نوع دیگری از چاووش‌خوانی که در پژوهش‌هایم در شهرستان ورامین با آن روبه‌رو شدم، استفاده از آواز بیات ترک در این‌گونه از موسیقی مذهبی است.

استان گیلان هم نوعی چاووش‌خوانی منحصر به خود دارد که در آواز دشتی اجرا شده و لحن، لهجه و صبغۀ محلی این استان در آن کاملاً مشهود است. این نوع از جاووش‌خوانی معمولاً به همراهی کرنانوازی اجرا شده و مرکز اجرای آن شهرستان‌های آستانۀ اشرفیه (روستای فوشازده) و لاهیجان (روستای ایشکا) هستند.

نمونۀ دیگری از اجرای چاووش‌خوانی را در مجالس تعزیه‌خوانی استان یزد ديدم که در آن از خاصیت مدلاسیون یا تغییر مقام استفاده مي‌کنند؛ بدین صورت که مصرع اول هر بیت از چاووش‌خوانی را در آواز بیات ترک اجرا مي‌کنند و در پایان مصرع دوم هر بیت با زیبایی هر چه بيشتر به دستگاه چهارگاه فرود مي‌آیند که نمونه‌هاي صوتی هریک از انواع چاووش‌خوانی مذکور موجود است.

در اینجا به بررسی تعدادی چاووش‌نامه‌هاي متداول در بيشتر شهرستان‌های ایران مي‌پردازیم.
اول به مدينه، مصطفي را صلوات
دوم به نجف، شير خدا را صلوات
در كربلا، به شمر ملعون لعنت
برتوس، غريب‌الغربا را صلوات
این دو بیت به عنوان مقدمۀ چاووش‌خوانی در اکثرشهرهای ایران و در تمامی چاووش نامه‌ها (کربلا، مشهد، کعبه و...) متداول است.

نمونه‌هايي از چاووش نامه‌هاي مربوط به زیارت شاه خراسان، حضرت امام رضا (ع):
ما به نزد حضرت شاه خراسان مي‌رویم
با سر و جان در بر سلطان ایمان مي‌رویم
قبلة هشتم، امام هشتمین باشد رضا
ما به نزد آن شهنشاه غریبان مي‌رویم
هر که دارد آرزو بر گو بیا با کاروان
ما به نزد آن امام انس و هم جان مي‌رویم
آن امامی که مراد عالمی سازد روا
در حضور او به امید فراوان مي‌رویم
خاک ایوان طلا را سورمة چشمان کنیم
سر ز پا نشناخته در نزد جانان مي‌رویم
هر که را عشق امام در این بود بر گو بیا
گو بیا با ما که ما با عهد و پیمان مي‌رویم
با «صفایی» بشنو و بشتاب سوی حضرتش
ما به سوي تربت آن شه، شتابان مي‌رويم

ز تربت شهدا بوی سیب مي‌آید
ز طوس بوی رضای غریب مي‌آید
برو به مشهد و شاه رضا زیارت کن
ببین که بوی غریب از غریب مي‌آید

ای غریبی که ز جد و پدر خویش جدایی
خقته در خاک خراسان تو غریب الغربایی
اغنیا مکه روند و فقرا رو به تو آرند
جان به قربان تو بادا تو که حج فقرایی

در توس جلالت رضا مي‌بينم
بي‌پرده، حريم كبريا مي‌بينم
در كفش‌ك‍َنِ حريم پور موسي
موساي كليم، با عصا مي‌بينم

به شاه قبة طلا حضرت رضا صلوات
به طاق ابروی حضرت رضا صلوات
دوازده پسران علی بن ابیطالب
به ماه عارض هریک جدا جدا صلوات

هم نجف، هم کربلا هم مشهد شاه رضا
شکر لله شد نصیبم مشهد شاه رضا
یافتم بوی بهشت از مرقد شاه رضا

بود خالی جای یاران جملگی از مرد و زن
در حریم کعبه سلطان علی موسی الرضا
پا نهادم در حرم رفتم به نزدیک ضریح
قفل را بوسیدم و دادم دل و جان را صفا
در زیارت‌نامه خواندم باز آوردم به یاد
حق به حق‌داران و قوم و یار و خویش و اقربا
والدین و مرد و زن را جملگی کردیم دعا
بارالها کن نصیب دوستان مشهد رضا

چاووش‌نامۀ هنگام برگشت از حرم مطهر حضرت امام رضا (ع):
ما کنون از مشهد شاه رضا برگشته‌ايم
از ضريح آن امام مقتدا برگشته‌ايم
سر فدا کرديم در راه امام هشتمين
مژده ‌اي ايران! ز ايوان طلا برگشته‌ايم
سرمه چشمان نموديم خاک پاي شاه دين
از حضور آن امام با ولا برگشته‌ايم
سبز بودي جاي ايران و تمام شيعيان
از حضور آن شه بي اقربا برگشته‌ايم
چون صفاي قبر او را در بغل بگرفته‌ايم
حمد لله با وفا و با صفا برگشته‌ايم

نمونه‌هايي از چاووش‌نامه‌هاي مربوط به سفر کربلا
عازمیم ‌اي دوستان! ما به سوی کرب‌وبلا
تا ببوسیم مرقد آن شهسوار سرجدا
هر که باشد عاشق قبر علیّ اکبرش
گو بیا با ما تو ‌اي زوّاراو‌اي باوفا
تا ببوسی قبر عباس، آن علمدار حسین
تا ببینی مُعجز سقّای دشت نینوا
گر تو را بر سر هوای اصغر بی‌شیر اوست
جهد کن بشتاب با ما از ره صدق و صفا
نالة اطفال شاه کربلا آید به گوش
آن یکی گوید اخی و آن دیگر گوید اخا
عازمیم ‌اي دوستان ما به سوی کرب‌وبلا
تا ببوسیم مرقد آن شهسوار سرجدا

هر كه دارد هوس كرب‌وبلا بسم‌الله
هر كه دارد سر همراهي ما بسم‌الله
اي عزيزان، سفر كرب‌وبلا در نظر است
ما خبر كرده و رفتيم، سفر بي‌خطر است

بر مشامم مي‌رسد هر لحظه بوي كربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوي كربلا
تشنه آب فراتم ‌اي اجل مهلت بده
تا بگيريم در بغل قبر شهيد كربلا

آب، يك آب است، اما در صفات
هست بهتر از همه، آبِ فرات
قدر او بالاتر از زمزم ب‍ُو‌َد
چون به خاك كربلا همدم ب‍ُو‌َد
در جهان خوش‌تر بود از رود نيل
در جنان بهتر بود از سلسبيل
چون كه مهر دختر پيغمبر است
لاجرم از آب حيوان بهتر است
شربتي زان، هر

موضوع دیگری که در اشعار چاووش‌خوان‌ها آمده، طلبیدن حلالیت زوار از دیگران است که موجب شادی دل‌ها و رفع کدورت و صلح و آشتی میان مردم است.

مريضي را شفاست
درد بي‌درمان عالم را دواست
اي دريغا در كنار اين فرات
زادۀ زهرا به هنگام ممات
گاه از سوز عطش مي‌كرد غش
گاه مي‌فرمود: ‌اي قوم العطش
اي ستمگر فرقۀ بي‌نام و ننگ
از چه مي‌گيريد بر من كار، تنگ
من مگر فرزند زهرا نيستم
يا مگر از آل طاها نيستم

این چاووش‌نامه همانند سفرنامه‌اي است که مراحل سفر را توصیف مي‌کند:
چون از وطن روانه سوی کربلا شدیم
امیدوار بر کرم کبریا شدیم
دیدیم بقعه شاه عبدالعظیم را
در آستان شاه مقامش گدا شدیم
کردیم پس زیارت معصومه را به قم
آنجا دخیل خواهر شاه رضا شدیم
گشتیم پس به جانب کرمانشهان روان
آنجا به دست تذکره چی مبتلا شدیم
اما هزار شکر که از هرچه بود و هست
دادیم پول و از همگی شان رها شدیم
در بقعه علیّ نقی، آنگه عسکری
و آنگاه ما روانه سوی سامرا شدیم
راندیم از شعف به سوی شهر کاظمین
در مشهد مقدّسشان جابه جا شدیم
در آستان موسی و هم زاده‌اش پسر
بنموده عرض حاجت و مشکل گشا شدیم
زآنجا به شور و ناله و افغان و درد و غم
هم واحسین کنان به سوی کربلا شدیم
گشتیم پس به جانب سقّای کربلا
در هروله ز مروه به سوی صفا شدیم
دیدیم جمله خیمه بی صاحب حسین
زآنجا به خیمه حضرت زین العبا شدیم
پس چند روز کرده زیارت به کربلا
سوی نجف روانه به صد ماجرا شدیم

چاووش‌نامه در حین زیارت
ايوان نجف عجب صفايي دارد
حيدر بنگر، چه بارگاهي دارد
اي كعبه به خود مناز از روي شرف
جايت بنشين كه هر كه جايي دارد

نمونه‌هايي از چاووش‌نامه‌هاي مربوط به بازگشت از کربلا:
دوستان از کربلای پر بلا برگشته‌ایم
از حضور خامس آل عبا برگشته‌ایم
در نجف اندر حضور مرتضی بودیم ما
از حضور شهسوار لافتی برگشته‌ایم
قتلگاه شاه دین را ما زیارت کرده‌ایم
از حضور آن شهید نینوا برگشته‌ایم
در کنار علقمه، قبر علمدار حسین
دیده‌ایم و با دو صد شور و نوا برگشته‌ایم
حجله‌گاه قاسم نو کدخدا را دیده‌ایم
اشک‌ریزان ما از آن بزم عزا برگشته‌ایم
چون صفاي ناله و افغان و شيون کرده‌ايم
خون دل جاري کنان از ديده‌ها برگشته‌ايم
ما سلام از روضه شير خدا آورده‌ايم
روي پر گرد و غبار از کربلا آورده‌ايم
بس که رخ ماليده‌ايم بر مرقد شاه نجف

بوي مشک و عنبر و عطر و گلاب آورده‌ايم
قتلگاه حضرت شاه شهيدان ديده‌ايم
چشم گرياني از آن ماتم سرا آورده‌ايم
طوف عباس علي را کرده‌ايم از جان و دل
ما طواف مکه را از خيمه گاه آورده‌ايم
مرقد موسي کاظم در بغل بگرفته‌ايم
خاک درگاهش براي توتيا آورده‌ايم
هم تقي و هم نقي باعسکري طوفيده‌ايم
راه و رسم بندگي را ما به جا آورده‌ايم
مهدي صاحب زمان را ما زيارت کرده‌ايم
نامۀ آزادي از جرم و گناه آورده‌ايم
در بيابان ما بسي جور و جفاها ديده‌ايم
مهر و تسبيح از شهيد کربلا آورده‌ايم

خرم دلی که منبع انهار کوثر است
کوثر کجا زدیدۀ پر اشک بهتر است
رفتم به كربلا به سر قبر هر شهيد
ديدم كه تربت شهدا مشك و عنبر است
هر يك شهيد مرقدشان چارگوشه داشت
شش گوشة مزار، در آن هفت كشور است
پرسيدم از يكي سببش را به گريه گفت
پايين پاي قبر حسين، قبر اكبر است
پايين پاي قبر علي‌اكبر جوان
هفتاد و يك شهيد چو خورشيد خاور است
در سمت راست، قبر يكي پير جلوه‌ كرد
زان گوشۀ رواق كه نزديكي در است
پرسيدم از خدم كه بگواين مزار كيست؟
گفتا حبيب، نور دو چشم مظاهر است... .

مي‌كنم ياد از لب خشك و دل‌آراي حسين
مي‌شوم عاجز ز درد بي‌كسيهاي حسين
سخت مي‌سوزد دلم هر دم كةاد آيد مرا
تيرباراني كه شد بر قد رعناي حسين

گردم فداي وقت دعا كردنت حسين
با شمر رو سياه به سر بردنت حسين
از قطره‌قطره خونِ تو مي‌آيد اين ندا
اي مرحبا به وعده وفا كردنت حسين
شعر مضمون بازگشتن كاروان از سفر حج:
حاجيان از حرم امن خدا آمده‌اند
شادمان در وطن از سعي و صفا آمده‌اند
رفته بودند سوي مشعر و ميقات و حريم
خرم از ركن و مني سوي وطن آمده‌اند
روز عيد عرفه خوانده دعا در عرفات
شاد و مسرور همه سوي وطن آمده‌اند
بار الها بكن اين حج و زيارات قبول
سعي مشكور كه با حج بجا آمده‌اند
شكر بسيار خدا را كه به ايران عزيز
حاجيان از حرم امن خدا آمده‌اند

خرّم صباح حاجیان، وآن سود و سودا داشتن
در کوی خاص کبریا، بی حاجبی جا داشتن...
دیوانه وار از عشق او، با یار گشتن روبرو
وز هر طرف لبّیک گو، فریاد و غوغا داشتن
عشّاق یار باوفا، در پیش خود یار از قفا
از مروه رفتن تا صفا، دل را مصفّا داشتن
آن هدی راندن تا منا، راحت شمردن هر عنا
وز بخشش معطی المنی، هر گون تمنّا داشتن...
آنجا شما خوش ناجیان، عمره گزار و حاجیان
ما مانده اینجا راجیان، و اندوه آنجا داشتن...
تا حج در اسلام آمده، حاجی به هر عام آمده
تا شرط احرام آمده، عریان سروپا داشتن...

چاووش‌نامه‌اي که مربوط به حرکت زوار از مشهد به سوی خانۀ خداست:
ز تربت شهدا بوي سيب مي‌آيد
ز توس بويِ رضاي غريب مي‌آيد
سري نهاده به غربت، رضا دلش تنگ است
ز توس تا به مدينه، هزار فرسنگ است

نمونه شعر چاووش‌ محرم:
اي محرم، ماه ماتم، آمدي
با غم و اندوه توأم، آمدي
اي محرم، آمدي با غلغله
دوستان را تنگ كردي حوصله
اي محرم، از تو دارم اضطراب
در تو چون شد آسمان دين خراب
اي محرم، در تو بست از خون حنا
نوعروس قاسم نوكدخدا
اي محرم، در تو با صد شور و شين
كشته شد از كين، علمدار حسين... .

توضيح آنكه چاووش‌خوان‌ِ م‍حرم با لباسي سپيد و شالی سبز (در صورت سیادت) وگرنه با شال مشكي بر گردن و كمر و با در دست داشتن پرچم سياه و سرخ در خيابانها و محله‌ها ظاهر مي‌شد.

نمونه شعر چاووش اربعين:
شما اهل وطن عشرت سر آمد
شما را پيك ماتم از در آمد
در اين شهر از وفا ديگر نمانيد
كه خاك غم شما را بر سر آمد
به دشت كربلا فرزند زهرا
شهيد از تيغ شمر كافر آمد
تنش پامال سم اسب‌ها شد
سرش نوك سِنان را زيور آمد
ز شام اينك سوي شهر مدينه
دوباره زينب غم‌پرور آمد
برادر كشته و فرزند مرده
غريب و بي‌كس و بي‌ياور آمد... .


نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 16:16 توسط محمود| |

امروز صبح بابام با اشاره به عکس سرلشکر بابایی گفت:بابایی کجایی که بزرگراهت مسدوده

واقعا باید خدا وقت رو سهمیه بندی کنه تا قدرشو بدونیم

آقای سردار قالیباف گفت : وقتی من اومدم ۷۶۰ گودال آب داشتیم تا اول سال کردمش ۲۰۰ تا و تا آخر سال ۱۲۰ تاش میکنم

آقای سردار واقعا بعد از تونل مانش باید بخاطر یه آب گرفتگی دو ساعت و نیم دقیقا توی ترافیک بابایی مردم وقت طلاشونو و دولت بنزینشو بسوزونه

آقای چمران واقعا نمیشه کاری کرد

واقعا


نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 16:16 توسط محمود| |

سلام بلاگفا
نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 16:11 توسط محمود| |

«سقای آب و ادب» تازه‌ترین اثر داستانی مهدی شجاعی، به تازگی به چاپ رسیده و هنوز توزیع نشده است. این رمان درباره زندگی حضرت عباس (ع) است كه در آن زوایای جدیدی از مفاهیم زندگی و ویژگی‌ها و ظرائف شخصیتی او، در قالب داستانی مطرح شده است. روایات متعدد این داستان نیز از نگاه راوی دانای كل و در قالب دیالوگ‌هایی از زبان قهرمانان اصلی داستانی شكل یافته‌اند.

این كتاب، روایتی است از زندگی حضرت عباس(ع) كه در میان دیگر آثار شجاعی به لحاظ فرم و محتوا اثری متفاوت به شمار می‌آید.

در هر فصل از این رمان رفت و برگشت‌های روایی متعددی دیده می‌شود كه در فضای سیال داستانی، جای توصیفاتی اغلب شاعرانه را به یكدیگر می‌دهند و در هر موقعیت، زوایای جدیدی از مفاهیم مورد نظر نویسنده را باز‌گو می‌كنند.

در فصل نهم این كتاب با نام «عباس فرشتگان»، نویسنده به بیان مضامین نو و كشف و شهودی دقیق‌تر از زندگی این شخصیت پرداخته است و آن را از وجوهی درونی‌تر مد نظر قرار داده است. در بخشی از این فصل آمده:

«آیا در طول هشت فصل گذشته كه نویسنده بیشترین مجال را در اختیار داشته، به مقصود خود رسیده است؟ مخاطب را به مقصود خود رسانده است؟ توقع و انتظار مخاطب را برآورده ساخته است؟.. این شد كه آمدیم. اما آمدنی به سبك و سیاق خودمان. و حرف‌هایی خواهیم زد، باز به سبك و سیاق خودمان. كه الزاما منطبق نیست بر قواعد گفتن و شنیدن شما... از آن طبیعی‌تر و منطقی‌تر این است كه اگر قوای واله و شیدا و جان بر كف او سایه به سایه سلطان آمده باشند و در هنگامه خطر، فقط منتظر یك اشاره باشند، آن را از خود نراند و دست رد به سینه امدادشان نزند...»

در این فصل به گونه‌ای از احساسات و توفان‌های درونی این شخصیت تاریخی نشانه‌هایی می‌بینیم؛ ‌نشانه‌هایی كه شاید بارها با مرور تاریخ احساس كرده، ولی به زبانی برای ارایه آن دست نیافته باشیم..»

قسمت دیگری از این فصل نیز این‌گونه نوشته شده:

«تلاش می‌كنم كه در امتداد رسالت جدم و سیره پدرم، خوبی‌ها را احیا كنم و با بدی‌ها به ستیز برخیزم.. تلاش می‌كنم كه با بالنده‌ترین صدا در گوش تاریخ فریاد بزنم و این پیام را به گوش آیندگان اعم از پیروان و غیر پیروان برسانم...»

مقدمه كتاب «سقای آب و ادب» نیز این‌گونه آغاز شده است:
«چه والا مقام و بلندمرتبه است حسین، كه عباسش در آستانه عروج عاشورا، ‌از مسجدالحرام سیر داد به مسجدالاقصای كربلا كه «باركنا حوله لنریه من آیاتنا.. و چه هماهمت و بلندآشیان است عباس، كه با دو بال عشق و ادب به سوی آسمان هفتم «دنی فتدلی» پر كشید و در مقام قرب حسین، به منزلتی بی‌بدیل رسید و در قابی از قوس بازوان حسین، ماوا گرفت...»

«سقای آب و ادب» ، نوشته مهدی شجاعی، امسال(۸۹)، به شمارگان ۵۰۰۰ نسخه از سوی انتشارات «كتاب نیستان» منتشر شد و طرح روی جلد آن اثر فرزاد ادیبی است. این كتاب ۲۶۴ صفحه‌ای با قیمت ۵۵۰۰ تومان ارایه می‌شود.
نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 9:42 توسط محمود| |

چرا عادت کرده ایم هفته ای یک بار سریال را پیگیری کنیم و چرا این عادت را حضرت صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران نمی شکند . در حالی که همه عجله دارند برای القای فرهنگ خودشان چرا ما به آرامی پیش میرویم .

مگر نمی خواهیم تاثیر گذار باشیم

مگر قرار نیست درس بدهیم

چرا هفته ای یک بار چه کسی رمان مورد علاقه اش را هفته ای یک ورق میخواند

مگر سریال لاست و خانه داران سرسخت و سریال ۲۴ را همه یکجا نمیخرند و هر وقت که میلشان کشید نگاه نمیکنند

چرا نباید هر شب پخش شود

اصلا من چه جوری باید با ریاست سازمان صدا و سیما ارتباط برقرار کنم

ای بابا


نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 9:33 توسط محمود| |

اگر تا قسمت چهارم با سریال مختارنامه ارتباط برقرار نكرده‌اید هنوز وقت دارید.

قسمت پنجم جایی است كه با نامه‌های كوفیان كه یكی از آنها را هم مختار نوشته، امام حسین(ع) مسلم را به كوفه می‌فرستد.

امین زندگانی بازیگر نقش مسلم است. جالب است بدانید سكانس ورود مسلم به كوفه اولین سكانسی بود كه از این سریال فیلمبرداری شد. آن هم در فروردین‌ماه شش سال قبل، در كویر كاشان.

اگر می‌خواهید اشقیا را ببینید باید تا قسمت ششم صبر كنید. میرباقری در این قسمت دو چهره نام آشنای فاجعه عاشورا را برایمان رونمایی می‌كند. عبیدالله‌بن زیاد، حاكم كوفه، كه نقشش را فرهاد اصلانی بازی می‌كند. فكرش را بكنید صفدر سریال آشپزباشی با آن شلختگی عامل اصلی كربلاست.

شمر هم این قسمت می‌آید. محمد فیلی این نقش را بازی كرده با گریمی عجیب و غریب. فیلی را هم هنوز خیلی‌هایمان با نسیم‌بیگ سریال «روزی روزگاری» می‌شناسیم. فرخ نعمتی و پرویز‌ پورحسینی هم از این قسمت اضافه می‌شوند. نعمتی كه نقش امام رضا(ع) را در ولایت عشق داشت، اینجا هانی‌بن عروه است. كسی كه در بگیر و ببند ابن زیاد، مسلم را پناه می‌دهد. پورحسینی هم نقش كوتاهی دارد میثم تمار یار امام علی(ع) كه توسط ابن زیاد به دار آویخته می‌شود.

قسمت ۷ تا۹: روز واقعه
در قسمت‌های هفتم و هشتم با بی‌وفایی كوفیان مسلم دستگیر و شهید می‌شود، مختار هم كه خانه‌اش یكی از پناهگاه‌های مسلم بوده دستگیر می‌شود و به زندان می‌افتد. نقش امین زندگانی و فرخ نعمتی در این قسمت تمام می‌شود. واقعه عاشورا در قسمت نهم اتفاق می‌افتد. مختار در زندان است و فقط خبر را می‌شنود ما هم مثل مختار فقط خبرها را می‌شنویم و تبعات را می‌بینیم.
البته میرباقری برعكس شوذب خزانه‌دار (امین تارخ) سریال «معصومیت از دست رفته»‌اش به این راحتی از ماجرا عبور نكرده. ما در ۳۱ قسمت بعدی مختارنامه حداقل ۵ برش از واقعه را به بهانه‌های مختلف از رویای مختار تا اعترافات اشقیا خواهیم دید.

قسمت ۱۰ تا ۱۴: در كنار خانه خدا
شاید بارها رضا كیانیان را با گریم عجیبش دیده‌اید. او از قسمت ۱۲ به سریال اضافه می‌شود. جعفر دهقان برادر او و مصعب‌بن زبیر است. بهنوش طباطبایی هم عروس كوچك خانواده زبیر است. محمد صادقی هم كه او را با مامون «ولایت عشق» می‌شناسیم در این قسمت به عنوان بار ابن زبیر و با نام ابن‌كامل اضافه می‌شود كلا از این قسمت ریتم و فضای سریال تندتر و اكشن‌تر شده و درگیری‌های بزرگ آغاز می‌شود. عبدالله‌بن زبیر پسر زبیر معروف است كه در مكه ادعای خلافت كرده.
در این قسمت ما از كوفه جدا شده و به مكه می‌رویم و كعبه را می‌بینیم چون مختار بعد از رهایی از زندان كوفه به مكه می‌رود چون آنها ادعای خونخواهی حسین(ع) را كرده‌اند. اولین جنگ بزرگ سریال دو قسمت بعد شروع می‌شود. جنگ و محاصره مكه توسط سپاه شام، یزید، حسین‌بن نمیر (سیامك اطلسی) را به مكه فرستاده. در قسمت ۱۴ جنگ را خواهیم دید و رشادت مختار، سپاه شام را عقب می‌برد. در همین قسمت، كعبه توسط منجنیق‌های شام گلوله باران شده و آتش می‌گیرد.

قسمت ۱۵ تا۲۱:‌ای عمو! آب چه شد؟
قسمت ۱۵ یزید می‌میرد و محاصره برداشته می‌شود. مختار كه می‌بیند آبش با آل زبیر در یك جو نمی‌رود به كوفه بر می‌گردد. با مرگ یزید، كوفه شلوغ می‌شود و توابین قیام می‌كنند. مختار قاطی آنها نمی‌شود و كار آنها را سیاسی می‌داند.

دومین جنگ درقسمت ۱۸ اتفاق می‌افتد. جنگ عین‌الورده بین توابین و سپاه شام. این تنها جنگ سریال است كه مختار در آن نقشی ندارد. جنگ با شكست توابین تمام می‌شود. این جنگ و جنگ‌های سریال در بیابان‌های شاهرود فیلمبرداری شده. میرباقری یكی از دراماتیك‌ترین صحنه‌های كربلا را در قسمت ۲۱ آورده جایی كه ابراهیم‌بن مالك اشتر (حسن میرباقری) یاد دوست دوران بچگی‌اش عباس می‌افتد.

حدود ۱۲ دقیقه ما صحنه شهادت حضرت عباس(ع) را در رویای ابراهیم می‌بینیم. جالب است اگر تمام قسمت‌های سریال به موقع پخش شود این قسمت از سریال درست شب شهادت امام رضا(ع) روی آنتن می‌رود. ابراهیم با مختار پیمان می‌بندد كه قیام كند و خونخواهی عباس (ع) و آل حسین(ع) را بكند.

قسمت ۲۲تا ۳۰: خون در برابر خون
آغاز قیام مختار از قسمت ۲۲ است. دراین قسمت، یاران مختار با روشن كردن آتش روی پشت بام‌ها قیام را با فریاد یالثارات الحسین (كجایند خون‌خواهان حسین) آغاز می‌كنند. این قسمت و قسمت بعدی صحنه‌های نبرد و فتح گام به گام كوفه است. عمربن سعد از مختار امان می‌گیرد. شمر و حرمله فرار می‌كنند و ابن زیاد به دربار شام می‌رود. اما اصلا نگران نباشید شمر ۷ قسمت بعد یعنی قسمت ۲۹ و حرمله قسمت بعدی آن كشته می‌شود. قسمت‌هایی كه در فروردین سال ۹۰ خواهیم دید.

قسمت ۳۰ تا ۴۰: موسم جنگ‌های بزرگ
صبركنید هنوز سه جنگ بزرگ مانده، جنگ‌هایی كه دیگر در بهار و تابستان ۹۰ روی آنتن می‌رود.
جنگ مختار با ابن زیاد. جنگ مختار با آل زبیر و جنگ مختار با سپاه شام. همزمان باز هم كوفیان طبق معمول كم می‌آورند و مختار را تنها می‌گذارند. در این قسمت‌ها می‌توانیم یكی دیگر از اتفاقات غیرمنتظره را ببینیم. حامد حدادی بسكتبالیست ملی‌پوش ایران با گریمی عجیب جزو سپاه آل زبیر است. مختار در این قسمت‌ها گرد پیری رویش نشسته و آخر سرهم توسط جعفر دهقان (مصعی‌بن زبیر) در كوفه شهید می‌شود. با این اوصاف ۴۰ قسمت مختار فراز و نشیب زیادی دارد كه باید تا سكانس‌ آخر آن را تعقیب كرد.
نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 9:29 توسط محمود| |

با سلام

به عنوان یک عضو کوچک و بی نام نشان از خادمین حضرت سید الشهدا (ع) که از ابتدای زندگی به عناوین مختلف افتخار خدمتگزاری این آستان را داشته و در خانواده ای که از قدیم الایام در این راستا قدم برداشته است بزرگ شده ام و دارای رتبه خاصی از مقامات نبوده و نیستم به جهت احساس وظیفه بعد از گذشت حدود 15 سال مداحی اهلبیت دغدغه های ذهنی خود را بعرض میرسانم امید به اینکه کارساز افتد.

نزدیک یک  ماه بیش به محرم الحرام 1432 هجری قمری باقیست و از گوشه و کنار نغماتی از سازمان تبلیغات و نهاد های وابسته به گوش میرسد اعم از برگزاری جلسات مسئولین ذیربط مبنی بر اینکه امسال چه قوانین به جهت جلوگیری از انجام اعمال مخالف شئونات فرهنگی وضع شود یا انتخابات برای کانون انجام دهیم و غیره که واقعا صرف هزینه و وقت اضافیست.

هرساله شاهد برگزاری نشست های انحراف شناسی تاریخ و سیره اهل بیت مخصوصا امام حسین(ع) و چاپ کتب متعددی مبنی بر عدم استفاده از روایت های غیر مستند از نظر عقلی جمعی از محققین هستیم و البته با توجه به اینکه هیچ ثبت تاریخی مناسبی از واقعه کربلا در هیچ کتابی یافت نمیشود و تماما مورد اختلاف است و بدون در نظر گرفتن تقدس و تعهد علما گذشته و امکان نقل مکاشفه ای آنها و دسترسی آنها به کتبی که دشمنان آنها را از بین برده اند اقدام به نقد کرده و جلسات و کتب مختلفی را به انجام میرسانیم و نهایت درتمام کتب جدید به کنکاش واقعه از حیث محتوایی می پردازیم و این معلوم نمیکنیم که مداح که شاید بزرگترین حافظ جلسات مذهبی است نقل مستند از کجا داشته باشد.

کتبی که در اختیار عموم و مادحین از حیث شعر قرار میگیرد اشعاری سنگین و به قولی آیینی است که شاید اشارات به مدح و منقبت دارد که البته برای جلسات مشاعره و شب شعر بسیار سودمند است ولی مناسب برگزاری جلسات هییت نیست و بیشتر از حیث نظم و عروض قابل احترام است و فقر شعر منجر به روی آوردن مداحان به شعر های ناپسند و به قولی من در آوردی میشود که جای اشکال به نهادها و مسئولین بیشتر است.

امروز بسیار ایراداتی مبنی بر عدم خواندن روضه ای که منافات دارد با تاریخ و شعری که به ساحت ائمه توهین میشود داریم که متاسفانه کسی به فکر جایگزینی و تغذیه فکری فرهنگی مداحان نیست و آنان را بیش از آنکه تشویق کنیم منجر به دو اتفاق دیگر میشویم یا بطور کل گریزان و کناره نشین میشوند یا به همان به قولی انحرافات روی می آورند که گفته اند در سال ما دو روز مرجع تقلیدمان حسین (ع) است.

فیلم ساختن و قانون وضع کردن مبنی بر حرمت قمه زنی و طبل زنی اشکالات دیگر صحیح ،اما جایش چه میدهیم اگر اینها را بگیریم و فراموشمان هم نشود که همین پایه انقلاب ما بود یعنی نه به تایید بدعت ها بگویم بلکه در واقع محرم و صفری که بقول حضرت امام (ره) اسلام را زنده نگه داشته قسمتی از آن بالاخره به همین باورهای حالا اشتباه یا درست عامیانه برمیگردد .

باید باورها را درست کرد امام جای خالی نباید گذاشت.

امسال بیایید بدون برگزاری جلسه و بدون تشریفات برای مداحان کاری بکنید.

انسان وقتی به خاطر کمبود ویتامین دچار مریضی میشود باید ویتامین را جبران کند ولی اگر بخواهد مریضی حاد را درمان کند میوه تجویز نمیکنند آمپولش میزنند.

کلاسهای اندک و بدون استقبال و بیشتر سرگرم کننده ای که گذاشته اند و جمعی تقریبا آزاد کار را به آن مشغول نموده اند از دو حیث دارای اشکال است. برای شرکت باید از شغل اصلی کناره گرفت و اشکال مهمتر اینکه پایه است و کارساز نیست . دشمن برای رسیدن به اهداف خودش کلاس نمیگذارد عده ای محقق را جمع میکند یک باره با یک فیلم همه چیز را خراب میکند حتی آنچه شما در کلاس ها ساخته اید.

مداحی را بیشتر چاره برای آنان بیاندیشید که شغلشان مداحی نیست . بیمه نمیخواهند . وقت آزاد برای کلاس ندارند وشغلشان دیگر است ولی تشنه یادگیری اند.

آمپول امسال محرم چیست؟

آیا نمایشگاهی تشکیل داده شده با حضور ناشرانی که کتب مربوط به تاریخ اسلام و امام حسین(ع) را دارند با حداقل پورسانتی که هم آنان را و هم بازدیدکنندگان را تشویق نماید؟

آیا جمعی متشکل از مداحان (همه مداحان ریز و درشت ) تشکیل میشود با سخنرانی نام آشنایان و اهدا بسته فرهنگی مربوطه در سطح وسیع و اطلاع رسانی گسترده؟

آیا گروهی محقق اقدام به جمع آوری آداب بزرگان و دیرینه های هییئت مدار نموده اند برای تهیه یک جزوه و کتاب جهت مطالعه هییتیهای جدید و جوان و آشنایی آنان با آداب خاص و قدیم؟

کمی تامل کنید شاید من راست گفتم بدون غرور!                                              یا علی مدد


نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبان 1389ساعت 13:53 توسط محمود| |

مقام معظم رهبری ژس از ده سال به شهر مقدس قم سفر میکنند که با بسیاری استقبال مردم این شهر روبرو میگردند

این مسئله مدتیست که فکر مرا مشغول کرده

البته یکی از مسائلی که غیر از این و قبل از این مرا دچار خود کرده بود گریه ایشان در نماز عید فطر امسال بود

از روز ۱۴ خرداد ۸۹ که بین من و بعضی نا آگاهان اختلاف نظر ژیش آمد که برای حضرت زهرا(س) شادی کنیم یا برای امام خمینی (ره) عزاداری

خیلی چیزها برایم شد و این مسئله و مسئله درگیری های سال ۱۳۸۸ که بنام جریان قتنه نام گذاری شده

اما دیشب مطلبی را شنیدم که خیلی روشن تر شدم و آن سخن امیرالمومنین (ع) از زیبا آقای خامنه ای بود که آدمها را به چهره نمیتوان شناخت یا نباید شناخت بعد تقریبا علت گریه را فهمیدم راجع به فتنه هم چیزهایی دستگیرم شد و شناختم بعضی ها را که اصلا نمیدونن سال تولد امام خمینی (ره) کی هست و سنگ به سینه میزنن که شادی برای حضرت زهرا(س) شب رحلت امام (ره) حرام است و...

در هر صورت این سفر یکم فکر انگیزه یه چیزی هست که من نمیدونم

ای خدا مثل اینکه تنها حامی از شیعه و امیرالمومنین علی (ع) و امام حسین (ع) حکومت ما و البته بسیار دشمن سعی در خدشه دار کردن ان داردکه از راههای خیلی متفکرانه ای هم وارد میشوند خدایا امام زمان را برسان


نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 16:25 توسط محمود| |

وقعه الطف

لابی مخنف لوط بن یحیی الازدی , تحقیق : یوسفی غروی , قم ,انتشارات اسلامی .

لوط بن یحیی بن سعید بن مخنف بن سلیم ازدی , معروف به ابی مخنف , (متوفی 175 هجری ),از مورخان نامی اسلام و مورد وثوق علمای دین واز صحابه امام صادق[ ع] بوده است . وی , تالیفات بسیاری دارد,اما هیچ یک از تالیفات وی تاکنون به دست نیامده است .

از جمله وی , کتابی است به نام[ متقل الحسین] که در موضوع قیام و شهادت امام حسین[ ع] است .

این کتاب , مثل دیگر تالیفات ابن مخنف در دست نیست ,اما در نزد مورخین قدیم ,از جمله جریر طبری , متوفای 1310 هجری قمری بوده است و طبری بیشتر مطالب مربوط به قیام امام حسین[ ع] راازاین کتاب نقل می کند.

اخیرا, آنچه را که طبری از مقتل الحسین ابی مخنف نقل کرده است , جناب آقای یوسفی غروی استخراج و با پاورقیهای مفید عرضه کرده اند. مصحح محترم , منقولات طبری را با آنچه مفید درارشاد آورده و همچنین با تذکره مقایسه کرده است .

توضیح درباره شخصیتها, تبیین لغات دشوار, بسط حوادث و...از کارهای مفید و کارسازی است که مصحح محترم ,انجام داده اند.

ولی این , همه مقتل ابی مخنف نیست , بلکه فقط آن بخشی است که طبری از آن نقل کرده است .

این مقتل ابی مخنف که در نزد طبری بوده است ,از قدیمی ترین ومعتبرترین منابع تاریخی در موضوع قیام امام حسین[ ع] به شمار می رود و از منابع اصلی علمای تاریخ بوده و هست . کتاب دیگری به نام[ مقتل ابی مخنف] مشهور و در دسترس است و با چاپهای گوناگونی , در بمبئی , بغداد نجف وایران منتشر شده و همراه جلد دهم بحار نیز چاپ شده است (در زمان ناصرالدین شاه , درسال 1286) نه مولفش معلوم است و نه تاریخ تالیفش . آنچه مسلم است ,این است که :این کتاب ,از لوط بن یحیی , معروف به ابی مخنف , مورخ مشهور و معتبر نیمه اول قرن دهم هجری , نیست زیرا بین مطالب این کتاب و آنچه طبری ازابومخنف , نقل کرده است , تفاوت بسیار وجود دارد و علاوه براین ,اباطیلی دارد که آن را ازاعتبار ساقط می کند.

مرحوم حاجی نوری درباره مقتل ابی مخنف تقلبی واصلی می نویسد:

ابومخنف , لوط بن یحیی ,از بزرگان محدثین و معتمداز باب سیر و تواریخ استت . و مقتل او در قدیم از آن و سایر مولفاتش معلوم می شود. لکن افسوس که اصل مقتل بی عیب او در دست نیست واین مقتل موجود, که به او نسبت می دهند, مشتمل است بر بعضی مطالب منکره مخالف اصول مذهب والبته آن رااعادی و جهال , به جهت پاره ای اغراض فاسده , در کتاب داخل کرده اند وازاین جهت ,از حداعتبار واعتمادافتاده , بر منفردات او, هیچ وثوقی نیست ... به هر حال , دراین اعصار, برای آن مقتل , نسخ مختلفه , به زیاده و نقصان , دیده شده ... (لولو و مرجان 150 -156)

مرحوم محدث قمی می نویسد:

[لوط بن یحیی ,ابومخنف , متوفای 175 هجری , مورخ معتبری است و کتاب [مقتل الحسین] او نیز معتبر و مورداعتماد علما می باشد. ولی این مقتلی که در دست است و به ابی مخنف , نسبت داده می شود, نه از آن ابومخنف مورداعتماداست و نه از مورخ قابل اعتماد دیگری]. (نفس المهموم ,.5)

و نیز می نویسد:

[آنچه فقط دراین مقتل منسوب به ابی مخنف آمده و در منابع دیگر نیامده , قابل اعتماد نیست]. ( الکنی والالقاب , ج 1.152)

علامه سیدشرف الدین , درباره مقتل منسوب به ابی مخنف می نویسد:

[ این کتاب مقتل الحسین , که دست بدست می گردد و منسوب به ابی مخنف است , مشتمل بر داستانهایی است که ابومخنف , هرگزاز آنها آگاه نبوده واین داستانها را به دروغ به ابی مخنف نسبت داده اند]. (مولفوا الشیعه فی صدرالاسلام , .42)

اخبارالطوال

ابوحنیفه احمدبن داود بن نند دینوری .

دینوری متوفی (281ه.ق یا282 یا 290 ه.ق )از دانشمندان بزرگ و در نحو و لغت وادب و هندسه و حساب و نجوم و روایت ,استاد بوده است . و دراخبار,او رااز ثقاه شمرده اند. برخی از ناقدان سخن ,او وجاحظ و ابوزید بلخی را در بلاغت , بی نظیر دانسته اند.

از مهمترین آثار وی : کتاب الشعر والشعراء, کتاب الفصاحه , کتاب النبات , تاب اخبارالطول و کتاب الوصایاست .

وی , در علوم ریاضی نیز, تالیفاتی داشته است .

اخبارالطوال , در سه بخش عمده تنظیم شده است :

1. دراین بخش , آدم ,ادریس , نوح , هود,ابراهیم ,اسماعیل , بنی اسرائیل , پادشاهی داوود و سلیمان تا ظهور عیسی[ ع] مورد بحث قرار می گیرد.

2.این بخش شامل مطالبی در مورد سرگذشت پادشاهان ایران و روم و یمن است .

3.این بخش , که درباره تاریخ اسلام است , با پیکارهای اعراب و ایرانیان در خلافت عمر شروع و در سال 227 هجری یعنی , پایان خلافت معتصم , ختم می شود.

دینوری ,از سیره و مغازی رسول خدا[ ص] سخنی به میان نمی آورد. علت این مساله شاید دراین باشد که : حق مطلب را دراین زمینه ,ابن اسحاق و واقدی پیش ازاوابن سعد معاصر وی به خوبی ادا کرده اند و ایشان نیازی به تکراراین وقایع ندیده است .

مطالبی که در بخش تاریخ اسلام , نگاشته , بدین شرح است :

جنگهای اعراب وایرانیان تا سقوط ایران .

دوره خلافت دوازده ساله عثمان .

دوران خلافت حضرت امیر[ ع] .

دوران حکمرانی معاویه و یزید.

واقعه خونین کربلا و شهادت امام حسین[ ع] .

حکومت مروانیان .

داستان مختار.

قیام خراسانیان , بویژه ابومسلم خراسانی .

و...

اخبارالطوال , یکی از متو کهن و باارزش تاریخ اسلام واز جمله , عاشورای حسینی است .

کتاب اخبارالطوال , به اهتمام آقای عبدالمنعم عامر در 1960 میلادی در موسسه احیاء کتب العربیه عیسی البابی الحلبی چاپ شده است .

اخبارالطوال , برای اولین بار, به وسیله صادق نشات ترجمه و در آذرماه 1364 در یکهزار و یکصد نسخه , در سلسله انتشارات بنیاد فرهنگ منتشر شده است .

اما به خاطر کاستیهایی که در ترجمه آقای صادق نشات وجود داشته , آقای دکتر محمود مهدوی دامغانی , به ترجمه آن همت گماشته است . برخی ازامتیازهای ترجمه جناب آقای مهدوی , بدین شرح است .

1. عموم پاورقیهای آقای عبدالمنعم عامر ترجمه و در پاورقی صفحات ثبت شده است .

2. منابع اعلام شخصی و جغرافیایی با ذکر صفحه و چاپ مشخص شده است .

3. در مورد راویان واشخاصی که ازایشان نقل مطلب شده و همچنین شاعران , توضیحات سودمندی ارائه شده است .

4. در مورد آیات اگر توضیحی لازم بوده است , با مراجعه به تفاسیر, تذکر داده شده است .

5. در مورد نامه های امیرالمومنین[ ع] و کلمات آن حضرت , بااستفاده از کتابهایی چون :اساتید نهج البلاغه والکاشف محل آن در چاپهای مختلف نهج البلاغه , پیدا و ثبت شده است .

6.اگر مطلبی درباره ائمه بزرگوار شیعه , علیهم السلام , در متن کتاب آمده که منطبق با حقیقت نبوده با مراجعه به کتابهای دیگر, چون : تاریخ یعقوبی ,ارشاد مفید واعلام الوری طبرسی توضیح داده شده است .

این ترجمه , توسط انتشارات نی , تاکنون چند بار چاپ و منتشر شده است .

انساب الاشراف

احمد بن یحیی بن جابرالبلاذری , چاپ بیروت , تحقیق و تعلیق محمدباقر محمودی .

بلاذری (متوفی 279 و به قولی 302 ه.ق )اهل بغداد و یک چند ندیم متوکل عباسی بوده است و به زبان فارسی آشنایی داشته و به قولی ایرانی بوده است . به اخبار وانساب عرب احاطه کامل داشته است .ابن ندیم درباره وی می نویسد:

[از مردم بغداد و جدش جابر, نزد خصیب , فرمانروای مصر, کتابت می کرد.

بلاذری , شاعر و راویه بود و دراواخر عمراختلال مشاعر پیدا کرد و در تیمارستان او را می بستند و در همانجا درگذشت .

این کتابهاازاوست : کتاب البلدان الصغیر, کتاب البلدان الکبیر (ناتمام ) کتاب الاخبار والانساب , کتاب عهداردشیر, که به شعر ترجمه کرده زیرا یکی از مترجمان فارسی به عربی بود].

کتاب مورد بحث ,از آثارارزشمند بلاذری و جزء منابع اولیه تاریخ است .

بلاذری , بحث را دراین کتاب , با سیره رسول اکرم[ ص] و سیره صحابه آغاز کرده و پس از آن ,انساب علویان و عباسیان را شرح داده است .

بلاذری , سعی کرده که دراین کتاب , علم انساب را تدوین کند.

آقای محمود که تحقیق و تصحیح این کتاب را به عهده داشته است درباره آن می گوید:

کتاب انساب الاشراف بلاذری ...از کتب تاریخی قدیمی است و صاحبش هم بسیار معروف و مشهوراست . حدود 30 سال قبل از طبری از دنیا رفته است .

این کتاب , مطالب ارزنده بسیار دارد که تماما دارای سنداست .از اسلوب زیبایی هم برخورداراست . مولف آن هم شخص باانصافی بوده و هر چه را که روات برایش نقل کرده اند, بدون پرده پوشی , ذکر کرده و مطالب را بدون این که لحن گزنده ای داشته باشد,ارائه نموده است : (کیهان فرهنگی , سال سوم شماره 9)

جلد سوم این کتاب ,از صفحه 142, تا228, به زندگی امام حسین[ ع] و حماسه کربلااختصاص دارد.

تاریخ الامم والملوک

ابی جعفر محمد بن جریر طبری .

امام محمد بن جریر طبری ,از مردم آمل مازندران بود و به سال 224 هجری تولد یافت . وی مدتها در بغداد و ری و بصره و واسط, نزد دانشمندان زمان , به کسب دانش پرداخت . و در سال 253 ( ه.ق ) به مصر و شام سفر کرد و علم حدیث , تفسیر و فقه بیاموخت . و به سال 290 ( ه.ق ) به آمل , زادگاه خویش , بازگشت . لیکن دگرباره به بغداد شتافت و در همانجا به سال 310 ( ه.ق ) درگذشت .

او راست : تفسیر کبیر, مشهور به تفسیر طبری و کتاب الامم والملوک , معروف به تاریخ طبری .

این کتاب راابوعلی محمد بلعمی , وزیر نامی سامانیان , به امر منصور بن نوح سامانی , در سال 352( ه.ق ) ترجمه و تلخیص کرده . ترجمه بلعمی ازاستاداصیل نشر فارسی در قرن چهارم هجری است . بلعمی درباره تاریخ طبری می نویسد:

[چون اندر وی نگاه کردم و به دیدم اندروی علمهای بسیار و حجتها و آیتهای قرآن و شعرهای نیکو, واندر وی فایدت دیدم بسیار, پس رنج بردم و جهد و ستم بر خویشتن نهادم واین را به پارسی برگردانیدم].

طبری , تاریخش را به شیوه محدثان , نگاشته است .

در واقع غرض وی , جمع آوری جمع اطلاعات مسلمانان در باب تاریخ بوده است ,ازاین روی , در صحت و سقم ماخذ روایات تعمقی نکرده و هماره عین روایت را بدون نقد وانتخاب , نقل کرده است .

این روش , سبب گردیده است که : طبری هرگاه به راوی مغرض تکیه می کند, ازانصاف علمی و تحقیقی دور می شود و هرگاه بر منابع مطمئن چنگ می زند, در مسیر صواب قرار می گیرد.

در قضیه امام حسین[ ع] و قیام تاریخی آن حضرت ,از جمله منابعی که دراختیار طبری بوده ,[ مقتل الحسین] ابی مخنف است و در جای جای این حرکت پرشکوه ,ازاین کتاب هره برده ازاین روی ,این بخش از تاریخ طبری (ج 4) در زمره منابع معتبر قیام عاشورا قرار گرفته است .

مقاتل الطالبیین

قاضی ابوالفرج علی بن الحسین بن محمد بن احمد بن الهیثم بن عبدالرحمن بن مروان بن عبدالله بن مروان بن محمد بن مروان بن الحکم بن ابی العاص بن امیه بن عبد شمس بن عبد مناف اموی قرشی , ملقب به کاتب مشهور به اصفهانی ,ازاعقاب مروان بن محمد, ملقب به[ حمار], آخرین خلیفه اموی , بود.

خاندان او که به دانش و شرف نامبردار بودند,از دیرباز دراصفهان به سر می بردند.

ابوالفرج , به سال 284 هجری قمری , دراصفهان , متولد شد. وی بعداز تحصیلات مقدماتی در اصفهان , که آن زمان مجمع اهل ادب و حدیث بود, برای ادامه تحصیل رهسپار بغداد گشت .

ابوالفرج , بااین که از تبارامویان بود, مانند بسیاری از آزاد فکران عصر خویش , به مذهب تشیع اعتقاد داشت . در کتابهای خود, شعارهای شیعه را آشکار می کرد. کتاب او :[مقاتل الطالبیین] قدیمی ترین و معتبرترین کتاب در شرح وقایع طف و حوادث عشاورا و سایر مقاتل اولادابوطالب است .افزون براین , در کتاب [ الاغانی] , همه جا, نام امامان شیعه را با سلام و صلوات می برد واز ذکر مثالب نیاکان خود, بنی امیه , خودداری نمی کند.

ابن شاکر در عیون التواریخ گوید :[ابوالفرج شیعی بود و تشیع خویش را آشکار می نمود].

ابن اثیر در کتاب الکامل گوید :[ ابوالفرج , شیعی بود واین موجب تعجب است].

ذهبی گوید:[ شگفت است , بااین که ابوالفرج از بنی امیه است , مذهب تشیع دارد].

ابوالفرج , حدود هفتاد و دو سال عمر کرد و سراسر عمر با برکت خود را صرف خدمت به علم وادب نمود.

وی در سالهای آخر عمر, به بیماری فالج واختلال حواس دچار گردید و مطالب را در هم می آمیخت . عاقبت روز چهاردهم ذیحجه , سال 356 هجری , در بغداد, بدرود زندگی گفت .

(کتاب الاغانی , قسمت اول از کتاب اول , ترجمه دکتر محمدحسین مشایخ فریدنی , مقدمه مترجم )

ابوالفرج , تالیفات بسیاری داشته است , ولی فقط کتاب[ الاغانی] و [کتاب مقاتل الطالبین] و کتاب[ ادب الغرباء] به چاپ رسیده واز دیگر کتب اواطلاعی در دست نیست .

ابوالفرج , کتاب[ مقاتل الطالبیین] را به سال 313ه.ق در شرح احوال و شهادت اولادابی طالب ,از جعفر بن ابی طالب تا هفتاد نفری که در عهد مقتدر (320295ه.ق ) در زندان او درگذشتند, تالیف کرده است .

این کتاب ,از ماخذ مهم تاریخ خاندان علی[ ع] و واقعه طف است که به سال 1307 در تهران , 1353 در نجف و در سال 1949 در قاهره چاپ شده است .

مولف درباره کتاب و شیوه گزارشی خود, می نویسد:

[ما دراین کتاب , به خواست خدای متعال , قسمتی ازاحوال آن دسته از فرزندان ابوطالب را بیان می داریم که از زمان رسول خدا[ص] تا به امروز, که ما به تدوین این کتاب دست زده ایم , یعنی : ماه جمادی الاولی سیصد و سیزده هجری به قتل رسیده اند, چه آنان که به وسیله زهر مسموم گشته و چه آنانی که از ترس سلطان وقت ,از وطن آواره گشته و در همان آوارگی از دنیا رفته اند و یااگر گرفتار چنگال دشمنان شده و به زندان افتاده اند و در همان زندان بدرود زندگی گفته اند...

ما, دراین کتاب , حداکثراختصار را مراعات کردیم و تا آنجا که مقدور بودازاطاله سخن تکرار مطالب خودداری نمودیم].

دراین کتاب , نامها به ترتیب تاریخ وفات آمده است و در تقدیم و تاخر, شخصیت و فضل ملاک نبوده است . مولف ,اشعار فراوانی در رثاء و یا مدح اعلام نقل کرده واگر خود آنان شعری سروده اند,اشعاری نیزاز ایشان آورده است . چون خودم مولف از نقادان شعر واز بزرگان شعراء و اهل ادب بوده است , روی علاقه ای که به شعر وادبیات داشته در بسیاری از موارد,اختصار رعایت نکرده و گاهی متجاوزاز صد بیت در رثاء یا مدح کسی نقل کرده است .

دراین کتاب , نام 216 تن , کشته شدگان از فرزندان ابوطالب , آمده است جعفر بن ابی طالب , که نخستین شهیداز فرزندان ابی طالب است , در آغاز و پس از آن , دیگر شهدا, به ترتیب آمده است .

متن عربی این کتاب , که اکنون در دسترس است , پیراسته از کاستیها و اشتباهات نیست ازاین روی ,استاد محقق , جناب آقای سیدهاشم رسولی محلاتی و علی اکبر غفاری به دقت دست به تصحیح و ترجمه آن زده اند. روی این اساس , ترجمه این کتاب , (که براساس متن تصحیح شده انجام گرفته ),از متن عربی آن صحیح تر و بهتراست .

دراین ترجمه , تعلیقهای سودمندی در پاورقیها آمده است .البته اسناد طولانی به جز راوی اول و آخر حذف شده اند.

ترجمه این کتاب به نام: [ سرگذشت کشته شدگان از فرزندان ابوطالب] در 691 صفحه با قطع وزیری به چاپ رسیده است .

مترجمان در مقدمه نگاشته اند:

بنابر تحقیق ,ابوالفرج , زیدی مذهب بوده است .

می توان گفت : هدف اصلی وی , ذکر تاریخ ائمه و بزرگان زیدیه است و گویا کتاب را به عنوان طرفداری از مذهبش , تالیف کرده است زیرا دیده می شود که گاهی در تمجید و تعظیم و مدح بزرگان زیدیده مبالغه نموده و پاره ای از آنان را برامام صادق[ ع] و موسسی بن جعفر[ ع] برتری داده واین کار با عقیده امامیه سازگار نیست .

الارشاد

محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی .

محمد بن محمد بن نعمان بن عبدالسلام ,ابوعبدالله , ملقب به شیخ مفید و معروف به ابن المعلم , به سال 339 ( ه.ق ) در واسط و یا عبکرا (واسط شهرکی است بین بغداد و سامراء و سه یا چهار فرسخی بغداد. عبکراهم 413در همین مسیر واقع است , ده فرسخی بغداد). متولد شده است و به سال ه.ق . دو یا سه شب مانده به آخر ماه رمضان , بدرود حیات گفت .

درباره شخصیت برجسته شیخ مفید[ ره] علمای سنی و شیعه سخنانی دارند که به برخی از آنهااشاره می کنیم :

ابن ندیم:

[ ابوعبدالله ... که هم اکنون , به متکلمان شیعه ریاست دارد و در صنعت کلام , به روش مذهب شیعه , بر همه مقدم است . وی , دارای دقت نظر و افکار صائبی است . من او را دیده و بسیار دانشمند یافتم].

[دانشمند بزرگ رافضه (شیعه )ابوعبدالله بن معلم , صاحب تصانیف بدیع است که دویست کتاب می باشد.او به خاطر عضدالدوله , قدرتی برزگ داشت . هشتاد هزار رافضی (شیعه ) جنازه او را تشییع کردند].

همو می نویسد:

مفید, بسیار پارسا و فروتن و پاسدار علم بود.

گروهی از دانشمندان از محضرش برخاستند و در بزرگداشت مکتب تشیع جایگاه عالی یافت , تا جائی که گفته اند: او, بر هر دانشمند بلندقدری منت دارد

شیخ طوسی ،در فهرست می نویسد:

[ ابوعبدالله مفید, معروف به ابن معلم ,از متکلمان طائفه امامیه است . در زمان او, ریاست علمی و دینی شیعه به وی منتهی گشت .

در علم کلام و فقه , بر هرکس مقدم , فکرش عالی , ذهنش دقیق و عالمی حاضر جواب بود. نزدیک به دویست جلد کتاب , بزرگ و کوچک , دارد].

شیخ مفید, در کلیه فنون و علوم اسلامی , تالیف و تصنیف دارد.

از جمله تالیفات اوست : مقنعه در فقه , کتاب ارکان در فقه , کتاب ایضاح درامامت , کتاب افصاح درامامت و کتاب ارشاد.

ارشاد, یکی از آثار پرارزش شیخ مفید و قدیمی ترین ماخذ مستقل در شرح حال امامان شیعه است .

از آنجا که شیخ مفیداز برجسته ترین علمای شیعه است و تبحری عمیق در فقه و کلام و روایت دارد, این اثر تاریخی وی از جایگاه بلندی برخورداراست .ارشاد, برای مورخان , تاریخی دقیق و بی پیرایه و برای جستجوگران و محققان عقاید, سرچشمه ای است زلال .

شیخ مفید پس از ذکراحوال امیرالمومنین واحوال امام حسن[ ع] , دلائل امامت آن حضرت , داستان فوت معاویه ارسال نامه از طرف کوفیان به آن حضرت و پاسخ وی , خروج از مدینه و آمدن به مکه , آمدن عبیدالله بن زیاد به کوفه ،کشته شدن هانی و مسلم، حرکت ,امام از مکه به سوی عراق , گرفتاری قیس بن مسهر صیداوی , رسیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل به امام و سپس ماجراهای روز تاسوعا و عاشورا.

دراین کتاب , به استثنای بخشهای مربوط به زندگی حضرت امیر[ ع] , مفصل ترین بخش , به احوال سیدالشهداءاختصاص دارد.

ارشاد مفید,از ماخذ مهم و معتبر حماسه حسینی است .

روضه الواعظین و بصیره المتعظین

ابوجعفر محمد بن حسن فتال نیشابوری

فتال نیشابوری ,از مفسران و متکلمان و واعظان نام آور شیعه در قرن پنجم و دهه اول قرن ششم هجری است .

بنی عباس , باشعار: [الرضا من آل محمد] بر سرزمین پهناوراسلامی چیره شدند. چندی نگذشت که با کشتار آل علی(ع) نقاب از چهره کریه آنان برگرفته شد. دامنه ظلم و ستم تا بدانجا گسترش یافت که مردمان به ستوه آمده می گفتند:

[یا لیت جور بنی مروان عادلنا]

آزاد مردی چون فتال نیشابوری , در چنین دورانی می زیست .اواز شیفتگان خاندان عصمت و طهارت بود و درفضیلت آنان می گفت و می نوشت , بدین سبب به دست برادرزاده نظام الملک در سال 508 هجری به شهادت رسید. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

وی ,از مشایخ ابن شهرب وابن داووداست .

بیشتر شرح حال نگاران , دو کتاب : [ التنوبر فی معانی التفسیر] و [روضه الواعظین] را برای وی ثبت کرده اند. ولی ابن شهر آشوب در مناقب و محدث قمی در فوائدالرضویه کتاب دیگری به نام[ مونس الحزین] رااز مولفات فتال می دانند.

کتاب [التنویر فی معانی التفسیر] از تفاسیر معروف شیعه در قرن ششم بوده , ولی اکنون متاسفانه ازاین تفسیر نشانی در دست نیست .

روضه الواعظین , که مورد بحث این مقال بحارالانواراست , با علامت اختصاری : [ ضه] .

این کتاب , که یکی از متون تاریخی شرح حال چهارده معصوم است , در نود و شش مجلس , تنظیم شده است :

سه مجلس اول : درباره ماهیت عقل و فضل آن و معرفت خداوند.

مجلس چهارم تا ششم : نبوت .

مجلس هفتم تا یازدهم : درباره حضرت امیر[ ع] .

مجلس دوازدهم :ایمان ابوطالب و شرح حال فاطمه بنت اسد.

مجلس سیزدهم تا شانزدهم : شرح حال و مناقب حضرت زهرا ( ع ) :

مجلس هفدهم تا سی و یکم : شرح حال و مناقب ائمه اطهار[ ع] .

در مجالس دیگر: فروع دین واموراخلاقی .

متن عربی کتاب روضه الواعظین , تاکنون چندبار در قم و نجف به چاپ رسیده است . و در سال 1366 ه.ش . با ترجمه و تحقیق دکتر محمود دامغانی توسط انتشارات نی , چاپ و منتشر شده است .

از ویژگیهای ترجمه آقای دکتر دامغانی :

1. معرفی منابع اخبار, با ذکر صفحه و جلد.

2. معرفی اعلام تاریخی و سرایندگان اشعار و برخی از راویان واعلام جغرافیایی .

3. معرفی منابعی از آثاراهل سنت , در مورد مناقب و فضائل حضرت امیر و حضرت زهرا و حسنین , علیهم السلام .

کتاب روضه الواعظین ,از هنگام تالیف , مورد توجه عالمان قرار گرفته است و به گفتار فتال ,استناد شده واو را ثقه و مورداعتماد دانسته اند.

مقتل الحسین

الحافظ ابوالموید وابومحمد موفق بن احمد بن ابی سعیداسحاق ابن المویدالمکی الحنفی ,المعروف به اخطب خوارزم , (م 568ه.ق ) دو جزء در یک مجلد, تحقیق و تعلیق محمدالسماوی , قم .

علامه امینی درباره اخطب خوارزم می نویسد:

[کان فقیها عزیزالعلم , حافظ اطایل الشهره , محدثا کثیرالطرف , خطیبا طایرالصیت , متمکنا فی العربیه , خبیرا علی السیره والتاریخ , ادیبا شاعرا, له خطب و شعر مدون] .

از تالیفات او:

[کتاب مقتل الامام السبطالشهید, سلام الله علیه , پیرویه عنه جمال الدین ابن معین کما فی الاجازات . رتبه علی خمسه عشر فصلا فی المجلدین والیک فهرست فصوله :

1. فی ذکر شی من فضائل النبی[ ص] .

2.فی فضایل ام المؤمنین خدیجه بنت خویلد

3. فی فضائل فاطمه بنت اسد,ام امیرالمومنین[ ع] .

4. نماذج من فضائل امیرالمومنینی و ذریته الطاهره صلوات الله علیهم .

5. فی فضائل الصدیقه فاطمه بنت النبی[ ص] .

6. فی فصائل الحسن و والحسین الصلاه والسلام .

7. فی فصائل الحسین خاصه .

8. فی اخبارالنبی[ ص] عن الحسین واحواله .

9. فی ماجری بینه و بین الولید و مروان حال حیاه معاویه و بعد وفاته .

10. فی احواله مده مقامه بمکه و بیان ماورد علیه من کتب اهل الکوفه وارساله مسلم بن عقیل الی الکوفه و مقتله بها.

11. فی خروجه من مکه الی العراق و ماجری علیه فی طریقه و نزوله بالطف و مقتله بها.

12. فی عقوبه قاتله وخاذله صلی الله علیه و لعن قاتله .

13. فی ذکرالمصیبه به و مرثیه[ ع] .

14. فی ذکر زیاره تربته .

15. فی انتقام مختار بن ابی عبیدالثقفی من قاتلیه و خاذلیه]. ( الغدیر ج 4.398 و 402 و 403)

ناگفته نماند که : مقتل الحسین خوارزمی از حیث ارزش واعتبار و مندرجات , همه جا مورد قبول نیست ازاین روی براهل منبراست که با دقت در محتویات آن بنگرند و مطالب صحیح و مستند آن رااخذ و مطالب ناصحیح آن را دفاع کنند.

الکامل فی التاریخ

الشیخ العلامه عزالدین ابی الحسین علی بن ابی الکرم محمد بن عبدالکریم بن عبدالواحدالشیبانی ,المعروف با بن الاثیر.

ان اثیر(م 630555) و موصل و شام و بغدادازاساتید مختلف , دانش فرا گرفته و سپس درموصل , رحل اقامت افکند.او راست : کامل در تاریخ ,اسدالغابه فی معرفه الصاحبه واللباب فی تلخیص الانساب .

وی , در کتاب الکامل فی التاریخ خویش , حوادث مهم را تا سنه 28, شرح داده است .

مولف ضمن تلخیص و تهذیب کتاب طبری , آن را کامل کرده و حوادث را تا عصر حیات خویش , دنبال نموده است .

وی با دقت نظری که در بین مورخین آن روزگاران , به کلی بی نظیر بوده است , به تدوین و مقایسه روایت و ضبط و نقل اطلاعات اهتمام کرده است . و در مواردی که راجع به یک واقعه , دو روایت مختلف وجود داشته است که ترجیح یکی بر دیگری مشکل می نموده است به نقل هر دو روایت , پرداخته است .

به هر حال , حتی درباره حوادث و وقایع قرون نخستین اسلام , که ماخذ عمده او طبری است , دقت نظراو چندان است که کتابش , متضمن نکات و ملاحظات تازه به نظر می آمد.

کتاب الکامل , دراروپا, به اهتمام تورنبرگ , با فهارس کامل طبع شده است . در مصر نیز, مکرر,انتشار یافته است .

این کتاب , متضمن نقل وقایع و حوادث خشک و خالی نیست , و نویسنده در موارد مقتضی ,اطلاعات مفیدی هم در باب احوال اجتماعی و عقاید و رسوم و حتی آثارادبی به دست داده است . در بسیاری موارد, ماخذ عمده روایات او در دست نیست ,اما ملاحظه آنچه ,از آن جمله باقی است , نشان می دهد که ابن اثیر, در نقل و در نقد ماخذ خویش قریحه نقادی و نظر دقتت به کار می بسته است ,ازاین روی , غالبا, حتی در مواردی هم که ماخذاو معلوم نیست بدرستی می توان بر رویات اواعتماد کرد. (تاریخ ایران بعدازاسلام , دکتر عبدالحسین زرین کوب , 2827

( این کتاب , در ضمن حوادث 60 60, واقعه کربلا را شرح می دهدازاین روی , یکی از ماخذ مهم تاریخ عاشورااست .

اللهوف علی قتلی الطفوف

سیدرضی الدین بن موسی بن جعفر علوی حسنی .

وی اشهر مردان این خاندان و در دانش و پارسایی سرآمد دوران بود.

سید را باابن علقمی وزیر, صحبت و دوستی بوده است . پانزده سال در بغداداقامت داشته , آنگاه به حله و پس از آن , به نجف رفته و هنگام تسلط مغول به بغداد بازشگته و در آنجا تا آخر عمر(دوشنبه 5ذیعقده 665)اقامت داشته است واز طرف هولاکو, سه سال و یازده ماه , منصب نقابت علویان به وی مغرض بوده است .او را کتب بسیار درادعیه و غیر آن هست .از جمله : کتاب اللهوف علی قتلی الطفوف ,الاقبال بصالح الاعال , جمال الاسبوع بکمال العقل المشروع , غیاث سلطان الوری لسکان الثری , مهج الدعوات , کتاب الامان ,البهجه لثمره المحجه , کتاب الطرائف فی مذهب الطوائف و کتاب زهره الربیع فی ادعیه الاسابیع .

سید, در کتاب لهوف , حرکت کاروان امام رااز مدینه تا کربلاء و قضایای حزن انگیز آن سرزمین و سپس اسارت فرزندان آل طه , مسائل و مصائبی که بر آنان گذشت تا برگشت آن کاروان غم , به مدینه , به گونه مختصر و ساده برای زائران عاشق کوی حسین[ ع] ترسیم کرده است .

از آنجا که این کتاب از تالیفات دوره نوجوانی سیداست , دارای کاستیهایی است که دقت و تامل فراوانی را می طلبد.

مرحوم محدث نوری درباره این کتاب می نویسد:

...سید معظم مذکور جلیل القدر عظیم الشان , صاحب کرامات باهره و مناقب فاخره است , در نزد کافه علمای . و مولفات و تصانیفش , مقبول و مطبوع اساتید وارباب فن ولکن مخفی نیست و بر متدبر منصف که مولفات بزرگان دین , چه در مطالبی که محتاج به فکر صاحب و نظر ثاقب است و چه دراموری که متوقف بر طول باع و تثبت واطلاع است , در امتداد عمرشان , همه بر یک تیره و نسق بناشد.

کتابی که دراوائل تحصیل و سن شاب نویسنده , دراتقان و ضبط و جامعیت , غالبا, مشابهتی با آنچه درایام تکمیل واواخر عمر تالیف نمایند, ندارد.

اگر چه در ذهن , چنان می آید که هرکتابی به هر عالم نسبت دهند, در زمان جلالت و بزرگی , که به تدریح شهور و سنین به آنجا رسیده , تالیف نموده و حال آن که چنان نیست . چنانچه پوشیده نیست بر ناظر در مولفات اوایل سن ایشان و اواخر آن , واین سید جلیل , کتاب لهوف را دراوائل سن , تالیف نموده و شاهد براین دعوی دو چیز است :

اول آن که : طریقه ایشان در تمام مولفات که موجود و علمااز آنها نقل کنند, بر ذکر ماخذ نقل و سند روایت است , به قدری که میسور بود و بر آن واقف شدند. به خلاف سیره ایشان دراین کتاب و کتاب مصابح الزائر که دراین دو, ذکری از ماخذ و سند نیست و وجهی جز عدم اتقان تام در آن ایم و قلت اطلاع ندارد. واز لهوف , مختصرتر هم تالیف دارد, مثل : ( مجتنی ) و در آنجا,ابدا, نقلی بی ذکر ماخذ و مستند نکرده , پس اگر در نقل از آن کتاب ایرادی شود, منافات با بزرگی مقام و طول باع و کثرت اطلاع ایشان دراحادیث و آثار ندارد زیرا که آن درجات بعداز آن , به تدریح , پیدا شده .

دوم آن که : سید معظم مظکور, در کتاب اجازات , چون در مقام ذکر مولا ت خود برآمدند, تصریح نمودند که من , کتاب مصباح الزائر را در اوائل تکلیف نوشتم .

و دراول لهوف فرموده که : چون مصباح الزائر را نوشتم و زائراز حمل آن مستغنی است از برداشتن مزار کبیری یا صغیری , خواستم چون زائر به جهت زیارت عاشورا مشرف می شود با خود مقتلی نبرد,این مختصر را که مناسب تنگی وقت زواراست , در مقتل نوشتم که به آن کتاب منضم شود.

این کلام , صریح است در آن که[ اللهوف] به منزله متمم مصباح الزائر و دراوائل تکلیف تالیف شده واین خود, کافی است برای وضوح نبودن آن دراتقان واستحکام , مثل سایر مولا ت جلیله ایشان]. (لولوو مرجان , چاپ موسسه فراهانی ,.150, 151, 152).

این کتاب , به ترجمه جناب آقای سیداحمدفهری , به نام : ( آهی سوزان ب مزار شهیدان ) , توسط انتشارات جهان (تهران بزرجمهر) چاپ و منتشر شده است .

نفس المهموم فی مصیبه سیدنا الحسین المظلوم ( ع )

شیخ عباس قمی , تحقیق رضا استادی , قم ,انتشارات بصیرتی .

محدث قمی ( متوفی 23 ذیحجه الحرام 1359 ه.ق ), ادیبی بارع و محدثی خبیر و مطلع و در ضبط مطالب دقیق بود.

وی , فنون ادب را در مولد و موطن خود, فرا گرفت . دراین فن راه کمال را پویید, به طوری که او را فراء می خواندند.

در سال 1312 ه.ق به نجف اشرف مشرف شدند و در آنجااز محضراساتید بزرگ , چون : مرحوم سید محمدکاظم طباطبائی یزدی[ ره] و مرحوم محدث نوری[ ره] بهره گرفت .

وی , دارای تالیفات بسیاری است ,از جمله :

منتهی الامال , هدیه الاحباب ,الکنی والالقاب , فوائدالرضویه , فوائد الرجبیه , مفاتیح الجنان و نفس المهموم .

محدث بزرگوار, کتاب مورد بحث را براساس منابعی همچون :

ارشاد مفید, لهوف سید بن طاووس , تاریخ طبری , مقاتل الطالبین ابوالفرج اصفهانی و... تنظیم کرده است .

کتاب ,از تولد سرور شهیدان شروع با گزارش از قیام توابین و مختار به پایان می رسد. مولف دیدگاههای خود را تحت عنوان[ اقول] و[ منه] بیان می کند.

[نقثه المصدور فی مایتجدد به حزن یوم العاشورا] که در بردارنده مباحثی همچون : مناقب اباعبدالله[ ع] و یاران آن بزرگوار, مراثی و پند واندرزهایی در باب منبر رفتن است به کتاب حاضر,افزوده شده است .

از کتاب نفس المهموم , دو ترجمه وجود دارد:

1. ترجمه مرحوم علامه شعرانی و پاورقیها و تعلیقات سودمند و ترجمه اشعار عربی و تصحیح اغلاط.

این ترجمه , تحت عنوان : دمع السجوم , ترجمه نفس المهموم , توسط انتشارات علمیه اسلامیه چاپ و منتشر شده است .

2. ترجمه محمد باقر کمره ای , تحت عنوان : ( رموز الشهاده .

مترجم , در موارد گوناگون , برای توضیح و تحلیل مسائل , مطالب سودمندی را تحت عنوان ( رمز ) بیان کرده است


نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 16:9 توسط محمود| |

خانه مداحان اهل بیت (ع)، برای برگزاری 4 دوره آموزشی برنامه‌ریزی کرده است که در مهم‌ترین آنها، حاج علی انسانی، شاعر، استاد کلاس شعرشناسی خواهد بود.

به گزارش فارس، این کلاس‌های قرار است به زودی در چهار گروه «آشنایی با نغمات آئینی»، «مباحث عقیدتی اشعار»، «شعرشناسی» و «قرآن و احکام» برگزار شود که طبق برنامه، استاد کلاس آموزشی آشنایی با نغمات آئینی، حاج حسین روحانی، استاد کلاس‌های مباحث عقیدتی اشعار، حاج علی آهی، استادان شعرشناسی، حاج علی انسانی و حاج محمود تاری و استاد کلاس‌های قرآن و احکام، مصطفی طالبی هستند.

براساس این گزارش، قرار است این کلاس‌ها بعد از پایان ماه صفر، طی روزهای هفته از ساعت 10 تا 12 صبح برگزار شود و هنوز شهریه‌ای برای شرکت‌کنندگان در نظر گرفته نشده است، اما مداحان عضو خانه مداحان برای شرکت در این کلاس‌ها در اولویت هستند.

علاقه‌مندان به دریافت آموزش‌های مداحی می‌توانند با شماره تلفن‌ 77513342 (خانه مداحان اهل بیت) تماس بگیرند یا به تهران، خیابان فخرآباد، عمارت فخرالدوله مراجعه کنند.

نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 15:48 توسط محمود| |

جناب مدیری آمدی تشکر کردی که مردم جانت را مهم قلمداد کردند و دیگر کپی نکردند پس تو چرا بد قولی میکنی نه درست سریال پخش میکنی سر قولت و نه جایزه های گفتنی ات را علنی میکنی تو هم شدی مثل بانکها مثل خیلی های دیگه که ... و آقای مدیری امیدوارم پول دار تر شوی که حق توست حق فکر خالقت و آقای مدیری محرم نزدیکه فکری به حال محرم کردی آخه تو همونقدر که میخندی مذهبی هم هستی و به امام حسین علاقه داری مگه نه ...
نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 12:55 توسط محمود| |

خطر رواج و نفوذ خرافات در اشعار مذهبي و مداحي‌ها را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟
به نکتة حائز اهميتي اشاره کرديد؛ اين روزها در گوشه‌و‌کنار گاهي به مسائل عجيبي برخورد مي‌کنيم که در محافل ديني، برخي مداحان طرح مي‌کنند و مبناي ديني ندارد. اين مسئله خطري است که پايه‌هاي دين را به لطمه دچار مي‌کند. به عقيدة من شاعران و مداحان بايد از استفاده از اشعار خرافي و غلط در ادبيات ديني و مذهبي خودداري كنند؛ چراکه متأسفانه خسارات فراواني از اين رهگذر دامن دين را گرفته و استفاده از ادبيات سخيف و سطحي، وضعيت برخي مداحي‌ها را بسيار تنزل داده است؛ البته اين مشکلات گريبان عده‌اي از شاعران و مداحان را گرفته و راه ساير عزيزان فعال در اين عرصه که با ايمان و اعتقاد، به نشر دين مي‌پردازند، نبايد ناديده گرفته شود.

به نظر شما مشکل اصلي در سرودن اشعار مذهبي است يا مداحي‌ها؟
هر دو گروه! متأسفانه برخي شعرا، اشعاري در مورد ائمه (ع) مي‌سرايند كه حتي قرائت آنها در مجالس خصوصي خجالت‌آور است و اين محصول كار و تلاش عوامل نفوذي است؛ ضمن اينکه برخي مداحان به جاي يادآوري سيرة زندگي اهل بيت (ع) به نمايش جلوه‌هاي نديدة ظاهري بزرگان دين مي‌پردازند و اين براي جامعه اسلامي جاي تأسف بسيار دارد.

اين ضعف به کجا برمي‌گردد؟
اينکه متأسفانه برخي شاعران و مداحان به دليل اينكه تحصيلات و اطلاعات ديني كافي ندارند و به مسئلة كربلا، عاشورا و فرهنگ اهل بيت (ع) ضربه وارد مي‌سازند. گاهي مجالس عزاداري خوب است؛ ولي شيوة عزاداري در شأن ائمه (ع) نيست، گاهي گريه‌ها، نعره‌ها، دادكشيدن و فريادهاي ناهنجار در مراسم پخش مي‌شود كه اين احترام به مجالس امام حسين (ع) و عاشورا نيست، بلكه خطرناك و خسارت‌بار است.

چه آسيب‌هاي ديگري مداحي‌ها و اشعار آييني را تهديد مي‌کند؟
مهم‌ترين خطر و آسيبي كه عاشورا را تهديد مي‌كند، نفوذ فرهنگ بيگانه غربي از طريق برخي رسانه‌هاست و نبايد فرهنگ غربي بر نوع مداحي و اشعار ديني ما حاكم شود.

متأسفانه گاهي مي‌بينيم برخي مداحي‌ها به شيوه‌هاي غربي اجرا مي‌شوند و مجالس هيچ شباهتي به عزاداري و نشر دين ندارند که اين مسئله خسارات بسياري در بر خواهد داشت. به عقيدة من با اينكه يادآوري عاشورا و فضايل اهل بيت (ع) اهميت بسيار دارد؛ ولي دشمنان براي نفوذ و خدشه‌داركردن فرهنگ عاشورايي مردم در تلاش هستند و امروز خطرهاي بسياري اين ميراث گرانبها را تهديد مي‌كند. دشمنان با چند واسطه و ترفندهاي گوناگون تلاش دارند، مداحان و شاعران ديني را به سمت اهداف مغرضانة خود جلب كنند تا به اين وسيله ارزش قيام امام حسين (ع) را تنزل دهند.

اما استفاده از الفاظ رکيک، توهين و افترا توسط عدة معدودي از مداحان چه توجيهي دارد؟
به طور قطع و يقين اين کار از نظر شرعي اشکال دارد؛ ضمن اينکه متأسفانه گاهي ديده مي‌شود، مجالس ديني به تريبون‌هاي سياسي تبديل شده‌اند و هدف در مسئلة برگزاري اين مجالس گم شده است. توهين و نسبت ناروادادن به ديگران بسيار مذموم و ناشايست است و جا دارد، مداحان محترم در اين زمينه دقت ويژه‌اي مبذول کنند.

توصية شما براي شکل‌گيري اصلاحات در اين حوزه چيست؟
بايد با تدبير، انديشه و بدون هرگونه شتاب‌زدگي اين مشكل را برطرف كنيم. اگرچه وسواس كار خوبي نيست، در اين زمينه بايد وسواس بسياري به خرج دهيم و در ادبيات ديني دقت بيشتري داشته باشيم.
البته سهم رسانة ملي را هم نبايد نديده گرفت. رسانة ملي بايد از مسائلي كه بوي خرافه مي‌دهد، پرهيز كند و مداحي‌هايي که ادبيات نازل و سطحي دارند، از اين رسانه پخش نشوند.

مداحان و شاعران هم بايد هوشيار باشند. نبايد مداحان ما براي گريه‌گرفتن از مردم و جمع‌كردن جمعيت بيشتر، شعري بخوانند كه كفرآميز باشد يا مقام امام حسين (ع) را با يادآوري خال و چشم و ابرو تنزل دهند. بايد مداحان و شاعران ما رسالت كار خود را باور كنند و دنبال رسالت اصيل خود باشند. نياز امروز جامعة اسلامي فهم و گسترش دين در برنامه‌هاي ديني است و اين مهم محقق نمي‌شود؛ مگر با اصلاح مداحي‌ها و اشعار آييني.
نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 12:34 توسط محمود| |

اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین (علیه السلام) در منابع شیعی آمده است، اما در بعضی منابع در این باره اختلاف وجود دارد.
در كتاب كامل بهایی نوشته علاءالدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله كه در ماجرای اسارت در خرابه شام در كنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است، اما در مورد نام او كه آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و ... اختلاف است.
همچنین سید بن طاووس در كتاب «لهوف» خود می‌نویسد: «شب عاشورا كه حضرت سیدالشهداء (علیه ‏السلام) اشعاری در بی‌وفایی دنیا می‏خواند، حضرت زینب (س) سخنان ایشان را شنید و گریست. امام (علیه‏ السلام) او را به صبر دعوت كرد و فرمود: «خواهرم ام كلثوم و تو ای زینب! تو ای رقیه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر دارید [و به یاد داشته باشید] هنگامی كه من كشته شدم، برای من گریبان چاك نزنید و صورت نخراشید و سخنی ناروا مگویید و خویشتن‌دار باشید.»
* مادر حضرت رقیه

براساس نوشته‌های بعضی كتاب‌های تاریخی، نام مادر حضرت رقیه (علیها سلام)، امّ اسحاق است كه پیش‌تر همسر امام حسن مجتبی (علیه السلام) بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن (علیه السلام) به عقد امام حسین (علیه السلام) درآمده است. مادر حضرت رقیه (علیهاالسلام) از بانوان بزرگ و با فضیلت اسلام به شمار می‌آید. بنا به گفته شیخ مفید در كتاب الارشاد، كنیه ایشان بنت طلحه است.
نام مادر حضرت رقیه (علیها سلام) در بعضی كتاب‌ها، ام جعفر قضاعیّه آمده است، ولی دلیل محكمی در این باره در دست نیست. هم چنین نویسنده معالی السبطین، مادر حضرت رقیه (علیهاالسلام) را شاه زنان؛ دختر یزدگرد سوم پادشاه ایرانی معرفی می‌كند كه در حمله مسلمانان به ایران اسیر شده بود. وی به ازدواج امام حسین (علیه السلام) درآمد و مادر گرامی حضرت امام سجاد (علیه السلام) نیز به شمار می‌آید.
البته لازم به ذكر است كه این مطلب از نظر تاریخ‌نویسان معاصر پذیرفته نشده است؛ زیرا در منابع تاریخی آمده است كه ایشان هنگام تولد امام سجاد (ع) از دنیا رفته و تاریخ درگذشت او را 23 سال پیش از واقعه كربلا، یعنی در سال 37 هـ .ق دانسته‌اند. از این جهت امكان ندارد، او مادر كودكی باشد كه در فاصله سه یا چهار سال پیش از حادثه كربلا به دنیا آمده باشد. این مسأله تنها در یك صورت قابل حل است كه بگوییم شاه زنان كسی غیر از شهربانو مادر امام سجاد (علیه السلام) است.

* نام‌گذاری حضرت رقیه (ع)

رقیه از «رقی» به معنی بالا رفتن و ترقی گرفته شده است. گویا این اسم لقب حضرت بوده و نام اصلی ایشان فاطمه بوده است؛ زیرا نام رقیه در شمار دختران امام حسین (ع) كمتر به چشم می‏خورد و به اذعان برخی منابع، احتمال اینكه ایشان همان فاطمه بنت الحسین (ع) باشد، وجود دارد. در واقع، بعضی از فرزندان امام حسین (ع) دو اسم داشته‏اند و امكان تشابه اسمی نیز در فرزندان ایشان وجود دارد.
گذشته از این، در تاریخ نیز دلایلی بر اثبات این مدعا وجود دارد. چنانچه در كتب تاریخی آمده است: «در میان كودكان امام حسین (ع) دختر كوچكی به نام فاطمه بود و چون امام حسین (ع) مادر بزرگوارشان را بسیار دوست می‏داشتند، هر فرزند دختری كه خدا به ایشان می‏داد، نامش را فاطمه می‏گذاشت. همان گونه كه هرچه پسر داشتند، به احترام پدرشان امام علی (ع) وی را علی می‏نامید.»

* اسیری حضرت رقیه
حضرت رقیه در واقعه عاشورا حدود سه یا چهار سال سن داشت كه بعد از شهادت امام حسین(ع) و یارانش در عصر عاشورا به همراه دیگر زنان بنی‌هاشم توسط سپاه یزید به اسیری رفت.
اما داستان شهادت حضرت رقیه (ع). از درون خرابه‌های شام، صدای كودكی به گوش می‌رسید. همه آنهایی كه در میان اسرا بودند، خوب می‌دانستند كه این صدای رقیه، دختر كوچك امام حسین (ع) است. او حالا از خواب بیدار شده بود و سراغ پدرش را می‌گرفت. انگار كه خواب پدرش را دیده بود. یزید دستور داد سر امام حسین (ع) را به دختر كوچك نشان دهند و او را ساكت كنند، اما وقتی حضرت رقیه (ع) و امام حسین ع باز هم به هم رسیدند، اینبار پدر به سوگ دختر نشست.

كرامت حضرت رقيه (س) به سيد ابراهيم دمشقی

مرحوم«آيت ‌الله حاج‌ ميرزا هاشم خراساني» در كتاب«منتخب التواريخ» مي‌نويسد : «عالم جليل، شيخ محمد علي شامي» كه از جمله علماء و محصلين نجف اشرف است به حقير فرمود : «جدّ امي بلا واسطة من، جناب آقاي«سيدابراهيم‌دمشقي»كه نسب او به«سيدمرتضي علم‌الهدي» منتهي مي‌شود ، سن شريفش بيش از نود سال بود ، و مردي محترم و شريف بود . او صاحب سه دختر بود ، و فرزند پسر نداشت .

 يك شب دختر بزرگ او حضرت رقيه(س)  ، دختر امام حسين(ع) را در خواب مي بيند. حضرت رقيه (س)  به او مي‌فرمايند : « به پدرت بگو به والي خبر دهد كه بين قبر و لحد من آب افتاده ، به همين خاطر بدن من در اذيت است ، بيايد و قبر و لحد مرا تعمير كند . »

دختر خوابش را براي پدر تعريف مي‌كند . اما سيد از ترس اهل تسنن به خواب او ترتيب اثر نمي‌دهد . شب دوم دختر دومي سيد ، در عالم خواب حضرت رقيه (س)  را مي بيند كه همين سخنان را به او مي‌گويد . او خواب خود را براي پدرش تعريف مي كند . اما باز سيد از ترس اهل تسنن به خواب او ترتيب اثري نمي‌دهد . شب سوم دختر كوچك سيد اين خواب را مي‌بيند و براي پدرش بازگو مي‌كند . باز هم پدر آنها كاري نمي‌كند تا اينكه در شب چهارم خود سيد حضرت رقيه (س)  را در خواب مي‌بيند . حضرت رقيه (س)  با حالت سرزنش‌ باري به او مي‌فرمايد : «چرا والي را خبردار نكردي ؟!»

صبح شد .   سيد پيش والي شام آمد و خواب خود را بازگو كرد.

والي به دانشمندان و افراد شايسته و صالح سني و شيعه شهر شام دستور داد كه غسل كرده، لباسهاي تميز بپوشند، سپس قفل در به دست هر كسي كه باز شد ، همان شخص برود و قبر مقدس حضرت رقيه (س)  را نبش كند و پيكر مطهره او را درآورد تا قبر را تعمير كنند . بزرگان شيعه و سني شهر شام غسل كاملي را به جاي آوردند، لباسهاي تميز پوشيدند. قفل در به دست هيچكدام از آنها باز نشد ، مگر به دست سيد ابراهيم . بعد از باز شدن قفل در همه آنها به حرم حضرت رقيه(س)  مشرف شدند. اما هر كسي كه به مزار شريف آن حضرت كلنگ مي‌زد ، كلنگ اثر نمي‌كرد . تا اينكه سيد ابراهيم كلنگ را برداشت و بر زمين زد ، قبر كنده شد . سپس حرم را خلوت كردند و لحد را شكافتند . مشاهده كردند كه بدن نازنين حضرت رقيه (س) ميان لحد قرار دارد و كفن آن مخدره سالم مي‌باشد . لكن آب زيادي در لحد او جمع شده است . سيد ابراهيم بدن شريف حضرت رقيه (س) را از ميان لحد بيرون آورد و بر روي زانوي خود گذاشت . او سه روز به همين صورت بدن پاك و مطهر حضرت رقيه (س) را بر روي پا نهاده بود و اشك مي‌ريخت تا اينكه سرانجام لحد حضرت رقيه (س) را از نو تعمير كردند . هنگام وقت نماز ، سيد ابراهيم بدن حضرت رقيه (س) را بر روي جاي نظيف و پاكي مي‌گذاشت و نماز مي‌خواند. بعد از خواندن نماز دوباره بدن حضرت رقيه(س) را بر روي پاي خود مي‌گذاشت تا اينكه كار تعمير لحد حضرت تمام شد . در اين هنگام بود كه سيد ابراهيم بدن حضرت رقيه (س) را به درون مزارش نهاد ، و از كرامت حضرت رقيه (س)يكي اين بود كه در طي اين سه روز سيد ابراهيم نه آبي خواست و نه نيازي پيدا كرد كه تجديد وضو كند . هنگامي كه مي‌خواستند بدن حضرت رقيه (س) را دفن كنند ، سيد از خداوند خواست كه پسري به او بدهد . خداوند نيز پسري به سيد ابراهيم داد كه نام او را سيد مصطفي گذاشت . (1)

اين قضيه در سال هزار و دويست و هشتاد هجري رخ داد .


 

1- منتخب التواريخ ، صفحه 776 .   مقتل جامع ، صفحه 208 .   منهاج الدموع ، صفحه 395.

اجساد جاويدان ، صفحه 67 . سحاب رحمت ، صفحه 776 


نوشته شده در یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 12:58 توسط محمود| |

منصور ارضی گفت: سران فتنه بعد از آنکه بررسی کردند و دلایل شکست فتنه را مورد کنکاش قرار دادند، به این نتیجه رسیدند که هیئت‌ها نیز در شکست آنها نقش موثری داشته است.

منصور ارضی در اولین جلسه هیئت که بعد از سفر کربلایش در حسینیه بیت الزهرا به مناسبت ولادت امام رضا(ع)برگزار شد گفت: به همین دلیل من بار‌ها گفته‌ام که فتنه اخیر چندین وجه داشت که یکی از زوایای آن اختلاف افکنی میان مداحان و روحانیون و حتی مستمعینی است که در جلسات اهل بیت‌(ع) شرکت می‌کنند.

ارضی گفت: سران فتنه بعد از آنکه بررسی کردند و دلایل شکست فتنه را مورد کنکاش قرار دادند، به این نتیجه رسیدند که هیئت‌ها نیز در شکست آنها نقش موثری داشته است.
نوشته شده در شنبه یکم آبان 1389ساعت 17:3 توسط محمود| |

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
با پخش شدن سه قسمت از مجموعه تلویزیونی «مختارنامه» از سیمای جمهوری اسلامی هر چند نمی‌توان درباره این مجموعه قضاوتی جامع کرد، لکن با مشاهده این قسمت‌ها می‌توان به ضعف‌ها و قوت‌های موجود در آن تا حدودی پی برد. اگر دست اندرکاران تهیه و کارگردانی این مجموعه و همینطور مسئولان سیمای جمهوری اسلامی این آمادگی را داشته باشند که نقدهای واقع بینانه را بپذیرند و درصدد اصلاح و رفع نقص‌ها در قسمت‌های بعدی برآیند، مبادرت به نقد و انتشار آن در رسانه‌ها از هم اکنون لازم و مفید خواهد بود. با همین نگاه، مواردی از آنچه تاکنون مشاهده شده است را یادآور می‌شویم.


۱ - بی تردید، اصل ورود به مقولات دینی و به تصویر کشیدن وقایع تاریخی مهمی که با زندگی پیشوایان دینی یا چهره‌های اثرگذار در تاریخ ادیان سروکار دارند، اقدامی لازم و مفید ا ست. این کار، سالهاست که توسط سیمای جمهوری اسلامی شروع شده و با اینکه مجموعه‌های ساخته شده دارای ضعف‌های زیادی نیز بودند، نمی‌توان در تأثیرگذار بودن آنها تردید کرد. به همین دلیل، درباره اصل ساختن مجموعه «مختارنامه» ایرادی وجود ندارد و این اقدام فی نفسه مقبول و منطقی است.


۲ - ورود به مقولات تاریخ دینی، لوازمی دارد که مجموعه‌ها و فیلم‌های مربوط به آنها را از سایر فیلم‌ها و مجموعه‌ها متمایز می‌کند. یکی از بارزترین لوازم، رعایت حریم هاست. هر چند در کلیه فیلم‌ها و مجموعه‌ها باید حضور زنان به نوعی باشد که فاقد بدآموزی‌های اخلاقی باشد، لکن این نکته باید درباره فیلم‌ها و مجموعه‌های دینی بیشتر رعایت شود.


متأسفانه، مختارنامه از همان آغاز، زنانی را تحت عناوینی از قبیل همسر مختار، خواهر مختار و... به صحنه آورده که همگی با آرایشی غلیظ و گفتمانی ظاهر می‌شوند که با آنچه در میان خانواده‌های مسلمان صدر اسلام و قرون بعدی رواج داشت و حتی اکنون نیز متداول است مغایرت دارد. نوع کلمات و جملاتی که این زنان بکار می‌برند، سرک‌هائی که می‌کشند و رفتارهائی که دارند، بهیچوجه با فرهنگ حاکم بر خانواده‌های اصیل و شناخته شده‌ای همچون طایفه ثقفی که از پیروان اهل بیت علیهم السلام بودند منطبق نیست. معرفی مختار، با چنین خانواده‌ای که در مجموعه تلویزیونی مختارنامه ترسیم شده است، از همان ابتدا او را موجودی غیر از آن مختار که برای خونخواهی امام حسین علیه السلام و شهدای کربلا قیام کرده نشان می‌دهد.


۳ - هر چند مخلوط ساختن فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی با تخیلات، بخشی از فن فیلم سازی است، اما هنگامی که چنین اختلاطی در مقولات تاریخ دینی رخ دهد، موضوع را به چنان انحرافی می‌کشاند که موضوع قلب ماهیت می‌شود.

داستان سرائی در مورد عشق دو طرفه عمر سعد و خواهر مختار،‌ ورود شبانه عمر سعد به دارالاماره مدائن و بازجوئی‌های پلیسی او توسط مختار، از همین قبیل تخیلات است.

لابد باید به آن تاریخ نویسی که با این دقت و ظرافت! جزئیات این ماجرای پلیسی را ثبت کرده و به فیلم نامه نویسی که به نیابت از طرف مورخان به چنین کاری دست زده، دست مریزاد گفت. ضمناً از نکات تأمل برانگیز این بخش از فیلم نامه اینست که مختار بسیار زود فراموش می‌کند با عمر سعد چگونه دست به یقه شده بود و اگر عمویش سر نرسیده بود، عاشق سینه چاک خواهر خود را به آن دنیا میفرستاد و حالا با او درحالی که اسیر و زندانی و کت بسته است اختلاط می‌کند!


۴ - ادبیات بکار رفته در سه قسمت پخش شده از مجموعه تلویزیونی «مختارنامه» بسیار دور از ادب، مشمئز کننده و دارای بدآموزی است. بکار بردن کلمات زشت توسط مردم مدائن و شامی‌ها در صحبت با یکدیگر بقدری موهن و دور از آداب و اخلاق اسلامی است که جامعه اسلامی، آنهم در صدر اسلام و نیمه قرن اول هجری را جامعه‌ای بی فرهنگ و دور از اخلاق معرفی می‌کند. این ترسیم، قطعاً با واقعیت مغایرت دارد و موجب وهن اسلام و مسلمانان است و هر بیینده‌ای حق دارد بپرسد آیا اسلام نتوانسته پیروان خود را تربیت کند یا مسلمانان تربیت پذیر نبودند که حتی پیروان اهل بیت علیهم السلام نیز در دوران حضور امامان معصوم در جامعه اسلامی اینگونه دور از آداب و اخلاق اسلامی بودند؟


۵ - القاء توهم خصومت‌های عمیق میان عرب و عجم از یکطرف و خود اعراب با یکدیگر از طرف دیگر، از جمله نقص‌ها و نقطه ضعف‌های مجموعه تلویزیونی مختارنامه است. در گندم زار اطراف مدائن و درخود شهر مدائن هنگامی که یک ایرانی و یک عراقی با همدیگر مواجه می‌شوند، همدیگر را به باد ناسزا می‌گیرند و تهمت‌های زیادی نثار یکدیگر می‌کنند، کما اینکه وقتی یک عرب شامی با یک عرب عراقی به همدیگر می‌رسند برای بیان نقطه نظرهای سیاسی خود بدترین کلمات و جملات را بکار می‌گیرند، کلمات و جملاتی که نه در فرهنگ اسلامی جایز است بکار برده شوند و نه شرایط آن زمان اقتضا داشت افراد معمولی جامعه که در منازعات سیاسی جایگاه ویژه‌ای ندارند چنان تعبیراتی را بکار ببرند.


۶ - مهمترین نکته اینکه در سومین قسمت مجموعه مختارنامه، چهره همسر امام مجتبی علیه السلام نشان داده شد، در ساعات پایانی شب، او با مختار در دارالاماره مدائن و بدون اطلاع امام با هم به گفتگو نشستند و درباره مهمترین مسأله سیاسی روز صحبت کردند و در نهایت، مختار به عموی خود که فرماندار مدائن است می‌گوید «جعده» همسر امام مصمم است آنحضرت را وادار به پذیرش صلح با معاویه نماید و از عجایب اینکه بلافاصله جارچیان جار می‌زنند که میان امام حسن علیه السلام و معاویه صلح برقرار شده است!

این صحنه، بدون آنکه نیازی به سخن و شاهد و علامتی داشته باشد، مستقیماً این نکته خلاف واقع را به مخاطب القا می‌کند که امام مجتبی علیه السلام تحت تأثیر همسر خود با معاویه صلح کردند! درحالی که ماجرای پیمان صلح، عقبه‌های فراوانی دارد و پس از طی شدن مراحل زیادی به نتیجه رسید و ربطی به ماجراهای حضور جعده در مدائن - که خود زیر سئوال است - ندارد. ترسیم یکی از مهمترین حوادث تاریخ دوران ائمه علیهم السلام بگونه‌ای که گویا تحت تأثیر القائات "جعده" شکل گرفته، تحریف بزرگی است که چهره امام معصوم و اسلام را مخدوش می‌کند و بهیچوجه قابل جبران نیست.


در همین بخش، هنگامی که افراد مختلف از امام مجتبی علیه السلام نام می‌برند از تعبیراتی کاملاً سبک و غیرمتعارف استفاده می‌کنند و عموماً نام آن حضرت را حتی بدون کنیه و القاب و تکریم به زبان می‌آورند. این، نه تنها برخلاف واقعیت موجود در میان پیروان اهل بیت علیهم السلام در آن زمان و در همه‌ی زمان هاست، حتی برخلاف محاورات متداول در میان اعراب نیز هست. عرب‌ها معمولاً حتی برای افراد عادی نیز از لقب و کنیه استفاده می‌کنند. تعابیر بکار گرفته در مجموعه مختارنامه حتی اگر از زبان دشمنان امام گفته شود نیز غیرعادی و غیرمتداول است چه رسد به پیروان و علاقمندان و فدائیان امام.


اهمیت نشان دادن چهره همسر امام - حتی شخص منفی و غیرمقبولی مثل جعده - را یکبار دیگر یادآور می‌شویم تا هشدار دهیم که مبادا در ادامه مجموعه مختارنامه همین روش در مورد زنان اهل بیت در ماجرای کربلا و بعد از آن تکرار شود. ورود به چنین مقولاتی نه تنها نشان دهنده شجاعت و جسارت دست اندرکاران مجموعه نیست، بلکه نشان دهنده بی‌تفاوتی آنها در برابر حریم‌هائی است که باید برای اهل بیت علیهم السلام نگهداشته شود. این تصور، کاملاً غلط و انحرافی است که با این کارها جاذبه فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی بیشتر می‌شود. حتی اگر جاذبه‌ای از این طریق پدید آید، باید آنرا با بهائی که برای آن پرداخته شود مقایسه کرد.

ایجاد جاذبه در برابر پرداخت چنین بهای سنگینی قطعاً خارج از چارچوب‌های تعهدات دینی پیروان اهل البیت علیهم السلام است.

وجود این ضعف‌ها و سایر ضعف‌ها که بر شمردن آنها را به مجالی دیگر موکول می‌کنیم، نشان از ضعف نظارت مذهبی برمجموعه مختارنامه دارد که امید است در ادامه جبران شود.

نوشته شده در شنبه یکم آبان 1389ساعت 17:1 توسط محمود| |

در  مصوبه جدید سازمان تبلیغات صیانت از روش‌های اصیل و سنتی عزاداری و بررسی راهکارهای تقویت و توسعه آن متناسب با روح حماسی عاشورا و ذوق‌، سلیقه و گرایش‌های نسل امروز از مصوبات این جلسه بوده است که در ذیل آن مواردی نیز به صورت خاص مورد تأکید قرار گرفته‌اند .

اصلاح و صیانت تعزیه‌‌خوانی و آموزش گروه‌های تعزیه خوان، معرفی سبک‌ها و آداب و و روش‌های اصیل و صحیح عزاداری و تجلیل از پیشکسوتان مجالس نمونه از جمله این موارد است .

نوآوری و تبلیغ سبک‌های جدید متناسب با شئون مراسم سوگواری و برنامه‌ریزی به منظور ارتقاء کیفیت مداحی و آشنا‌سازی مداحان با سیره زندگانی و مراثی و مقاتل ائمه معصومین نیز در همین ارتباط مورد تأکید قرار گرفته‌اند .

پس از ابلاغ مصوبه ۶۰۳ شورای عالی انقلاب فرهنگی به سازمان، مبنی بر ساماندهی شئون فرهنگی در مناسبت‌های مذهبی، ستادی مركزی متشكل از دستگاه‌های مرتبط همچون سازمان صدا و سیما، وزارت كشور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نیروی انتظامی، نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه‌ها، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و وزارت اطلاعات در سازمان ایجاد شد كه حجت‌الاسلام حسین روحانی نژاد معاون امور فرهنگی و تبلیغ سازمان تبلیغات اسلامی ریاست آن را به عهده گرفت.

فعالیت‌های این نهاد تمام مناسبت‌های مذهبی در ایران را در بر می‌گیرد. برای نمونه در نخستین جلسه این ستاد كه ۱۷ اردیبهشت سال ۱۳۸۶ برگزار شد، چگونگی برگزاری مراسم عزاداری در ایام فاطمیه بررسی شد.

همچنین احصا و اولویت‌بندی مناسبت‌های مذهبی یكی از فعالیت‌های مهم ستاد مركزی سامندهی شئون فرهنگی در سال گذشته بود. با توجه به این كه پیشینه برخی از دهه‌ها كه اخیرا بر اساس مناسبت‌های مذهبی نامگذاری شده است، به همین دهه اخیر برمی‌گردد؛ همه اعضای ستاد بر نظارت دقیق بر این نامگذاری‌ها تاكید كردند.

اطلاعیه ستاد ساماندهی شئون فرهنگی برای محرم ۱۴۳۰ هجری
در اطلاعیه این ستاد به مناسبت ایام محرم سال ۱۴۳۰ هجری بر لزوم توجه به برگزاری مراسم عزاداری در مساجد به عنوان اصلی‌ترین جایگاه هیئات مذهبی، تبیین معارف اسلامی اعم از اعتقادات، اخلاق، احکام، سیره پیامبر اعظم (ص) و ائمه معصومین (ع) تاکید شده و مواردی مشخص از مردم و هیئت‌های مذهبی درخواست شده بود:

-توجه به تشکیل حلقه‌های قرآنی اعم از قرائت ترجمه، مفاهیم و تفسیر در هیئات مذهبی و شروع جلسات با تلاوت همراه با ترجمه قرآن
- توجه به ادعیه و زیارات ماثوره از ائمه طاهرین (ع) به عنوان برنامه جدی هیئت‌ها
- استفاده از پیام‌های عاشورا و روایات ائمه اطهار (ع) در پرچم‌ها، كتیبه‌ها، پوسترها..
- اقامه نماز در اول وقت و توجه ویژه به نماز ظهر عاشورا
-اهتمام به استفاده از روحانی و خطیب توانا و آگاه در هیئات و پرهیز از برگزاری مراسم‌ بدون خطابه و منبر
- ضرورت توجه خطبا به اوضاع فعلی جهان اسلام
- استفاده از اشعار پرمحتوا و مستند
- ممنوعیت قمه‌زنی و زنجیرهای تیغ دار
-استفاده نكردن از ابزارآلات موسیقی به استثنای سنج و طبل
- نصب نكردن شمایل‌های منتسب به ائمه اطهار (ع)
- استفاده نكردن از ریتم‌ها و آهنگ‌های نامناسب و لزوم توجه به اطلاعیه‌های نیروی انتظامی

جلسات ستاد مرکزی
جلسات ستاد مرکزی ساماندهی شئون فرهنگی در مناسبت‌های مذهبی نیز با حضور دکتر خاموشی رییس سازمان تبلیغات اسلامی و سردار اسماعیل احمدی‌مقدم فرمانده نیروی انتظامی و نمایندگان تام‌الاختیار نهادها و دستگاه‌های ذ‌‌ی‌ربط كشور برگزار می‌شود و به بررسی گزارش‌ مصوبات و عمل به آنها می‌پردازد و سیاست‌گذاری و نظارت کلان بر این ستاد را برعهده دارد.

نوشته شده در شنبه یکم آبان 1389ساعت 16:59 توسط محمود| |

در حاشيه يکی از ديدارهای علما و بزرگان با رهبر معظم انقلاب در قم، يک روحانی از ايشان درباره زيارت کربلا در شرايط فعلی سئوال کرد که معظم له جواب قابل توجهی به ايشان دادند.

بر اساس این گزارش، يکی از روحانيون بعد از صرف نهار در بيت معظم له در قم از ايشان سئوال کرد: با توجه به اينکه کشور عراق از لحاظ امنيتی در شرايط مناسبی قرار ندارد و هر از چند گاهی تعدادی از زایران بی گناه توسط دشمنان شيعه و اسلام کشته می‌شوند آيا حضرتعالي رفتن به کربلا و زيارت مرقد مطهر حضرت اباعبدالله الحسين(ع) را در چنين شرايطي جايز می‌دانيد؟

حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای در پاسخ به سئوال اين روحانی فرمودند: اگر جايز نمی‌دانستيم قطعا جلوی آنرا می‌گرفتيم و اجازه نمی‌داديم مردم به زيارت بروند.

وی در ادامه همچنين افزودند: بله قطعا زيارت در اين شرايط را جايز می‌دانيم و کسانيکه در اين حوادث کشته می‌شوند نيز شهيد محسوب می‌گردند.
نوشته شده در شنبه یکم آبان 1389ساعت 16:57 توسط محمود| |

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin